شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
اعراض و نیز در باب صور نوعیه گفتهاند که وجود عرض و اضافه و ارتباطش با موضوعش یکی است . و همچنین وجود صورت ، فی نفسه عین وجود آن برای ماده است . شک نیست که ارتباط عاقل و معقول شبیه ارتباط جسم و مکان ( و یا گندم و ظروف در مثالی که ذکر شد ) نیست . یعنی وجود معقول فی نفسه عین اضافه و ارتباط این معقول است با نفس ( که عاقل است ) . حال آیا این ارتباط شبیه ارتباط حرکت است با جسم که شدت ارتباط تا این حد است که وجود حرکت عین اضافه به جسم است و یا از این هم بالاتر است و شبیه ارتباط صورت است با ماده به قول مشائین که علاوه بر این جهت محل وی تام التحصل و مستغنی از وی نیست و او ملاک تحصل محل خود است ؟ و یا از این هم بالاتر است و نظیر ارتباط مراتب شیء واحد متصل است ؟ یعنی چنین نیست که در خارج آن شیء قابل انحلال باشد به ذاتی که قابل است و ذاتی که مقبول است ( آنطور که مشائین در ترکیب هیولی و صورت قائلند ) بلکه انحلال به " قابل " و " مقبول " نیز تحلیلی و عقلی است ( آنطور که ما در باب ماده و صورت قائل هستیم و صدرالمتألهین نیز در بعضی کلمات خود قائل است ) . به هر حال ، ارتباط عاقل و معقول به کدامیک از این سه نحو است ؟ جواب همانطور که بعدا گفته خواهد شد اینست که بعضی دیگر از انحاء اتحاد عاقل و معقول به نحو سوم است و بعضی دیگر از انحاء آن به هیچیک از این سه نحو نیست ، بلکه به نحو دیگری است از قبیل اتحاد علت با معلول . که علت واجد معلول است هم در مرتبه ذات خود و هم در مرتبه معلول .
مقدمه پنجم :
در مواردی که ارتباط دو شیء از سنخ ارتباط جسم و مکان نیست دو قسم