شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
محمولی بر موضوعی ، به معنی اینست که محمول بر موضوع صدق میکند . اکنون میگوییم که صدق محمول بر موضوع و اتحاد برقرار شده به وسیله حکم میان موضوع و محمول به دو نحو ممکن است بوده باشد . یکی به این نحو که محمول در مرتبه ذات و ماهیت موضوع ، قطع نظر از مرحله وجود ، بر موضوع صدق کند و رابطه برقرار شده یک رابطه ذاتی باشد . یعنی آن چیزی که موضوع واقع شده است ذات ماهیت است به اعتبار اینکه یک ذاتی است نه به اعتبار حکایت از مصادیق . مطلق تعریفاتی حقیقی که در علوم واقع میشود از قبیل حمل اولی ذاتی است . دیگر اینکه محمول بر موضوع در مرحله وجود صدق کند ، خواه وجود خارجی و خواه وجود ذهنی . در اینگونه قضایا آن چیزی که موضوع واقع شده است ماهیت است به اعتبار حکایت از مصادیق خارجی یا ذهنی ، و در واقع ، مصادیق ، موضوعند نه ذات ماهیت بما هی هی . مثل اینکه میگوییم انسان نویسنده است . مسائلی که در علوم مورد بحث واقع میشود از نوع دوم است همچنانکه تعاریف از نوع اول است . مثلا اگر بخواهیم مثلث را موضوع قرار داده و محمولی بر آن بار کنیم یک وقت هست که ماهیت و مفهوم مثلث را میخواهیم تعریف کنیم ، میگوییم : مثلث شکلی است که بر او سه ضلع احاطه کرده باشد . در اینجا ماهیت مثلث را تعریف کرده و توضیح دادهایم و گفتهایم حقیقت این ماهیت عبارت است از این . و یک وقت هست مثلث را موضوع قرار داده و به جای اینکه به ماهیت و مفهوم مثلث بما هی نظر بیافکنیم ماهیت را وسیله برای مطالعه افراد قرار داده میگوییم : مثلث مجموع زاویههایش برابر با دو قائمه است . در اینجا موضوع ، مثلث است و محمول ، تساوی مجموع زوایا با دو قائمه . موضوع و محمول در اینجا