شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
دوم ) ، و تقدم این عدم بر وجود ماهیت همان " حدوث ذاتی " است . در اینجا باید به یک نکته اشاره کرد و آن اینکه این تعبیر که گفته میشود هر یک از حدوث و قدم بر دو قسم است : ذاتی و زمانی ، تعبیر صحیحی نیست ، زیرا در اینجا تقسیم به معنی واقعی وجود ندارد بلکه تعبیر صحیح این است که بگوئیم گاهی حدوث به معنی حدوث زمانی به کار میرود و گاهی به معنی حدوث ذاتی . این ایراد بر تعبیر حاجی سبزواری نیز وارد است ، زیرا در عنوان این فصل میگوید : غرر فی تعریفهما و تقسیمها و در شرح منظومه نیز تعبیر " اقسام " را به کار میبرد ، گر چه تعبیری را که در خود اشعاریه به کار میبرد ( و یوصف الحدوث بالذاتی و . . . ) صحیح و بدون اشکال است . برای توضیح این مطلب باید در وهله اول معنی دو اصطلاح " عدم مقابل " و " عدم مجامع " را توضیح دهیم : عدم مقابل ، یعنی عدمی که با وجود شیء قابل اجتماع نیست ، بلکه بین آنها تقابل است ، آنجا که عدم است وجود نیست و آنجا که وجود است عدم نیست . مثلا وقتی میگوئیم فلان شیء در زمان پیش نبود و اکنون هست ، البته واضح است که در آن زمان که نبود امکان نداشت که در عین نبودن وجود داشته باشد و اکنون هم که وجود دارد نمیشود که نبوده باشد . پس این وجود و عدم قابل جمع شدن نیستند و مقابل یکدیگرند ، لهذا عدم زمانی را به عدم مقابل تعبیر میکنند . و اما عدم ذاتی عبارت است از لیسیت ذاتیه و لا اقتضائیت ذات یعنی اینکه ذات شیء به خودی خود نه اقتضای موجود شدن دارد و نه اقتضای معدوم شدن . پس اگر موجود شود به حکم علت خارجی است و اگر هم معدوم شود باز به