شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧
ذاتی است نه قدم زمانی . متکلمین یک ایراد دینی بر حکماء میگیرند و میگویند : حدوث عالم مورد اجماع همه ادیان است و قدم عالم خلاف اجماع همه ادیان است . غزالی که در اینگونه مسائل طرز تفکر کلامی دارد یکی از ایرادهای معروفش در کتاب تهافت الفلاسفه بر بوعلی سینا همین ایراد است . اما حکماء جواب میدهند که آنچه مورد اجماع ادیان است حدوث عالم است نه حدوث زمانی عالم . ادیان گفتهاند که عالم حادث است یعنی عالم از خود پدید نیامده است بلکه از علتی پدید آمده است و آنچه مورد نظر ادیان است مخلوقیت و معلولیت عالم و ناشی شدن از علت ازلی یعنی خداوند است و اما اینکه آیا زمانی بوده است که عالم نبوده مورد نظر ادیان نیست . صدرالمتألهین از حکماء اسلامی پس از آنکه حرکت جوهریه را اثبات کرد ، ثابت نمود که عالم از سر تا پا حدوث تدریجی دائم است یعنی جهان دائما در حال حدوث و تجدد از یک طرف و زوال و فنا از طرف دیگر است و این جریان همیشگی است . صدرالمتألهین از طرفی سخن حکماء را تائید کرد که هر اندازه به عقب برگردیم به نقطه شروعی نمیرسیم و نباید برسیم ، زیرا علاوه بر اینکه فی حد ذاته امر محالی است با " علیت تامه " و " فیاضیت علی الاطلاق " و " قدیم الاحسان بودن " ذات باری منافات دارد و از طرف دیگر طبق حرکت جوهریه ثابت کرد که " قدیم زمانی در طبیعت وجود ندارد " . طبیعت از رأس تاذیل اعم از جواهر و اعراض و اعم از عنصری و فلکی و از بسیط و مرکب و از اصول و فروع و از ماده و صورت غرق در حدوث است ، و از این نظر حق با متکلمین است که منکر قدیم زمانی در عالم محسوس میباشند .