شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
میگردد که یک قسم از این نه قسم معقول نیست و آن " امکان غیری " است . توضیح مطلب اینکه هر یک از این مفاهیم سه گانه را دو نحو میتوان اعتبار کرد : الف - نفسی . ب - قیاسی . یعنی آنجا که از جنبه فلسفی تحقیق میشود و درباره وجوب یا امکان یا امتناع وجود خاصی بحث میشود گاهی نظر به آن وجود است بما هو هو ، قطع نظر از فرض شیء دیگر ، مثلا میگوئیم الف واجب الوجود است یا ممکن الوجود ، یا ممتنع الوجود . گاهی نظر به آن وجود است در زمینه فرض وجود دیگر ، مثلا میخواهیم با فرض وجود " ب " یا عدم " ب " بدانیم آیا " الف " واجب الوجود است یا ممکن الوجود یا ممتنع الوجود ؟ در صورت اول آنچه مورد سئوال ذهن است یک " قضیه حملیه " است و اما در صورت دوم مورد سئوال ذهن ما یک " قضیه شرطیه " است . یعنی در صورت اول قضیه به این صورت مطرح است که مثلا ، آیا " الف " واجب الوجود است یا ممکن الوجود یا ممتنع الوجود ؟ و در صورت دوم قضیه به این صورت مطرح است که ، اگر " ب " موجود باشد آیا " الف " وجوب وجود دارد یا امکان وجود یا امتناع وجود ؟ در صورت اول " الف " را فی نفسه و قطع نظر از فرض شیء دیگر ، از نظر وجوب یا امکان یا امتناع وجود ، مورد مطالع قرار دادهایم ، ولی در صورت دوم آن را در زمینه وجود یک شیء دیگر مورد مطالعه قرار دادهایم . لهذا ممکن است حکم ما درباره آن در دو زمینه فرق بکند ، مثلا در زمینه اول آن را ممکن