شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
فلاسفه چون موضوع بحثشان وجود است ، وجود را مطرح میکنند و میگویند : وجود یا محمولی است و یا رابط . منطقیین از آن نظر که موضوع بحثشان معقولات ثانیه است و " قضیه " یکی از معقولات ثانیه است ، قضیه را مطرح میکنند و میگویند قضیه یا ثنائیه است و یا ثلاثیه . و نحویین چون موضوع بحثشان الفاظ و کلمات است ، کلمه " کان " را مطرح میکنند و میگویند : کان بر دو قسم است : کان تامه و کان ناقصه . اصطلاح فلاسفه " تعبیر عینی " این مطلب است و اصطلاح منطقیین " تعبیر ذهنی " و اصطلاح نحویین " تعبیر لفظی " آن است . تا اینجا بحث در تقسیم وجود بود به رابط و محمولی . فلاسفه تقسیم دومی به کار میبرند ، میگویند وجود محمولی که وجود فی نفسه است نیز به نوبه خود بر دو قسم است : الف - نفسی . ب - رابطی . وجود نفسی یعنی آن وجودی که علاوه بر فی نفسه بودن ، لنفسه نیز هست ، یعنی علاوه بر اینکه صحیح است که محمول واقع شود و مستقل در تصور است ، مستقل از موضوع نیز هست ، یعنی یک وجود عارضی که حالت و عارض یک شیء دیگر بوده باشد و برای شیء دیگر موجود باشد نیست ، بلکه خود برای خود موجود است و حالت و صفت و عارض بر شیء دیگر نیست ، مانند انسان و جماد و نبات . اما وجود رابطی که آن را وجود " ناعت " یا " ناعتی " نیز میگویند هر چند از لحاظ تصور مستقل است و صلاحیت دارد که محمول واقع شود ، اما همواره