شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
محل صورتی از صور نیز نیستند . اصطلاح ماده در مورد وجوب و امکان و امتناع اصطلاحی است مخصوص به خود و از یک نوع مجاز و تشبیه ناشی میشود و البته بعد ریشه این مجاز و تشبیه را بیان خواهیم کرد . هدف این فصل این است که بگوید ، وجود مطلقا ( به حسب عالم ذهن ) دارای یکی از این جهات سه گانه ، وجوب ، امکان ، امتناع است . حاجی سبزواری در مقدمه این مطلب تقسیماتی برای وجود ذکر کرده و سپس گفته است تمام اقسام وجود دارای یکی از جهات سه گانه میباشند . تقسیم اولی که در وجود ( هستی ) است این است که وجود یا " محمولی " است و یا " رابط " . وجود محمولی یعنی وجودی که خود یکی از دو طرف نسبت است و بر موضوعی حمل میشود ، مثل اینکه میگوئیم : انسان هست ، سفیدی هست : خدا هست در این مثالها و جود ( هستی ) حمل شده است بر انسان ، سفیدی و خدا . اما وجود رابط آن است که نه موضوع است و نه محمول بلکه پیوند میان موضوع و محمول است ، مثل اینکه میگوئیم : انسان نویسنده است . در این مثال نمیخواهیم بگوئیم انسان هست ، بلکه میخواهیم بگوئیم : انسان هست نویسنده . در این مثال هستی پیوندی است میان انسان و نویسنده . وجود محمولی را اصطلاحا " وجود فی نفسه " میگویند ، یعنی وجودی که از نظر مفهوم بودن استقلال دارد و تصوری مستقل از سایر تصورات است و به اصطلاح دیگر " معنی اسمی " است ، اما وجود رابط وجود " لا فی نفسه " است ، یعنی از نظر مفهوم بودن استقلال ندارد ، فقط در حالی قابل تصور است که دو تصور دیگر در ذهن مرتسم شود و او عملا نقش پیوند میان آن دو تصور را به عهده گیرد ، و به اصطلاح دیگر " معنی حرفی " است .