شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
به وجود تعلق میگیرد و یا به ماهیت و یا به نسبت میان آن دو . پس در اینجا باید اولا معنای وجود و ماهیت را بدانیم و سپس معنای جعل را درک کنیم تا بفهمیم معنای تعلق جعل به وجود و یا ماهیت یا نسبت بین آن دو چیست ؟ و بعد بدانیم مناط احتیاج به جعل چیست و بعد در یابیم دلیل بر تعلق جعل به وجود و عدم تعلق آن به ماهیت و یا به نسبت چیست و سپس اقسام جعل را بشناسیم . اما فرق وجود و ماهیت را در مقدمه پنجم گفتیم و در اول کتاب گذشته ، معنای جعل را نیز در مقدمه دوم توضیح دادیم . مناط احتیاج به جعل را در مقدمه ششم بیان کردیم و در مقدمه هفتم توضیح بیشتری دادیم و دلیل تعلق جعل به وجود را در مقدمه دهم بیان کردیم و انقسام جعل را به دو قسم در مقدمه سوم و مقدمه اول بیان کردیم . به این ترتیب آنچه لازم و ضروری است دانستن مقدمه پنجم و دوم و ششم و هفتم و دهم و سوم و اول است ، پس میتوان تعداد مقدمات را به هفت عدد تقلیل داد و ترتیب دیگری برای آنها در نظر گرفت .