شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
وجودا و جعل الانسان انسانا ( مثلا ) و جعل النسبه نسبه و حال آنکه جعل
تألیفی که در اینجا به نام جعل مرکب نامیده شده [١] اعم است از جعل
ذات برای ذات و غیر آن ، مثل جعل عرضی مفارق برای ذات ، بنابراین
صورت جدول فرق میکند و مثلا بنابر اصالت وجود در جعل ، جعل بالذات
منحصر به جعل الوجود بسیطا نیست بلکه در مورد عرضیهای مفارق نیز که جعل
الوجود مرکبات است جعل بالذات است .
مگر آنکه آن احتمال که گفتیم تقویت شود و گفته شود که در اینجا هم جعل
بسیط و هم جعل مرکب اصطلاح خاص است ، معنای جعل مرکب همان است که
گفته شد و معنای جعل بسیط نقطه مقابل جعل مرکب است و حتی جعل وجود
رابطه در مورد عرضی مفارق به دو نحو متصور است یکی به نحو بسیط یعنی جعل
وجود رابط و یکی به نحو ترکیب یعنی جعل وجود رابط وجود رابط و البته اگر
در مقام توجیه ، چنین اصطلاحی را پیشنهاد کنیم مانعی ندارد و اشکال رفع
خواهد شد ولی بی نهایت خلاف ظاهر مجموع عبارتهای منظومه است و حق این
بود که تصریح بشود که مقصود از جعل بسیط در اینجا معنای خاصی است و
مقصود از جعل ترکیبی هم جعل تألیفی نیست . در عین حال باید رجوع شود به
کتب مفصله در این باب .
بطور خلاصه مبحث جعل را میتوان اینطور طرح و بیان کرد : آیا جعل
[١] به نظر نمیرسد که در اینجا اصطلاح مخصوصی وجود داشته باشد و جعل مرکب به نوعی خاص از جعل تألیفی اصطلاح شده باشد خصوصا با در نظر گرفتن اینکه آنچه در مقابل جعل مرکب قرار گرفته همان جعل بسیط است که در مقابل جعل تألیفی قرار گرفته است .