شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
تعبیر میشود ) میتوانیم بگوئیم هر سفیدی برای چشم زننده است همیشه ، و البته معنایش این است مادامی که سفیدی موجود است همیشه خاصیت زنندگی موجود است در مقابل در قضیه عرفیه عامه ، " ثبوت مادام الوصف " است نه مادام الذات ، و بعلاوه به وجه دیگری در مطلق قضایای دائمه ، همیشگی به معنای مطلق نه نسبی یعنی همیشگی که جمیع زمانها را اشغال کند موجود است و آن همیشگی در صدق است یعنی وقتی که میگوئیم مثلا عدد چهار زوج است هر چند عدد چهار ، گاهی هست و گاهی نیست ولی این قضیه ازلا و ابدا صادق است یعنی در جمیع زمانها صادق است که عدد چهار زوج است و بنابراین مانعی ندارد که یک قضیه از یک نظر " وقتیه " باشد و از نظر دیگر " دائمه " ، به همین این معنا که گفتیم ، مثلا اگر بگوئیم ماه در وقتی منخسف میشود که زمین بین او و خورشید حائل شود و یا اگر بگوئیم زید در روز جمعه ایستاد در اینجا اگر نظر به ثبوت انخساف برای ماه و ایستادن برای زید بکنیم موقت است ولی از نظر دیگر یعنی اگر نظر به صدق این قضیه بنمائیم این هر دو قضیه دائمه است یعنی برای همیشه صادق است که ماه در وقت حائل شدن زمین منخسف است و برای همیشه صادق است که زید در روز جمعه ایستاده است و نقطه مقابل دائمه به این معنا ، قضایائی است که صدق آن قضایا موقت است . این قضایا ، قضایای " اعتباریه " است یعنی قضایائی که مربوط به اعتبارات اجتماعی است مثل اینکه میگوئیم من مالک این قلم هستم . در این گونه قضایا حتی از لحاظ صدق نیز دوام نیست به تفصیلی که در جای دیگر باید بحث شود و ما از این اصل در بسیاری از مسائل اصول فقه و قواعد فقه نتائج مهمی میگیریم .