شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
زیرا خلف است و خلاف مفروض ماست که گفتیم این صفت از لوازم ذات
موصوف نیست و به تعبیر دیگر اتحاد فاعل و قابل در فعل و قبولهای خارجی
و عینی محال است .
به همین دلیل است که اگر ببینیم جسمی حرکت میکند مثلا اتومبیل راه
میرود یا ستارگان در مدارهای بالخصوص حرکتهای معینی را انجام میدهند و
یا یک ذره در داخل یک اتم به نحو خاص حرکت میکند از خود میپرسیم که
چرا حرکت میکند ؟ این " چرا " سئوال از علت است و به تعبیر دیگر
سئوال از جعل تألیفی و علت تألیفی قضیه است ولی ما هرگز از خود یا
دیگران نپرسیدهایم که چرا عدد چهارم زوج است و عدد پنج فرد ، یا
نپرسیدهایم که چرا سه زاویه مثلث کمتر یا بیشتر از دو قائمه نیست [١]
و اساسا ذهن ، خود را نیازمند به این سئوال نمیداند زیرا میداند همان
چهار بودن کافی است برای زوج بودن و همان مثلث بودن کافی است برای
مساوی بودن زوایای مثلث با دو قائمه .
و به تعبیر دیگر یک وقت هست که برای یک چیز دو راه باز است ،
میتواند در این راه برود و میتواند به آن راه دیگر برود . در اینجا اگر
در یک راه بالخصوص رفت قطعا یک علت خاصی از خارج دخالت کرده است
مثلا اگر در یک سطح مستوی دائرهای را فرض کنیم و گلولهای را روی نقطه
مرکزی این دائره فرض نمائیم به هر تعداد شعاع که از مرکز دائره به محیط
بتوان فرض کرد خط سیر برای این گلوله نیز فرض میشود بنابراین اگر این
گلوله یکی از شعاعها را در حرکت خود انتخاب کرد قطعا یک علت خارجی (
گو اینکه ما نتوانیم او را تشخیص بدهیم ) وجود داشته است ولی در همین
مثال بین محیط دائره
[١] البته در فضای اقلیدسی و نه در سایر فضاهای هندسی .