شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
موضوع قضیه به نحو مخصوصی لحاظ شده است در مثال اول مستقیما یک عده افراد در نظر گرفته شدهاند و گفته شده که این افراد مخصوص معین دارای فلان صفت هستند و در مثال دوم گفته شده که فلان مفهوم در ظرف ذهن دارای فلان صفت است و در مثال سوم گفته شده که فلان طبیعت این حیثیت و این شأنیت را بالفعل دارد که اگر موجود بشود دارای فلان خاصیت است و در مثال چهارم گفته شده که حقیقت ذات مثلث این است و هیچ نظر به مرتبه تحقق و واقعیت آن نداشتهایم و در مثال پنجم گفته شده که این ماهیت همواره خاصیت امکان وجود را دارد و این خاصیت هم بالفعل بر او مترتب است و شأنیت چیز دیگر نیست . بیانی که حاجی سبزواری در ضمن اشعار گذشته کرد ، به این نحو بود که مناط صدق قضایای خارجیه و حقیقیه انطباق با وجود عینی است ( در خارجیه عینی بالفعل و محقق و در حقیقیه اعم از وجود بالفعل و وجود مقدر ) و در قضایای ذهنیه مناط صدق انطباق با نفس الامر است . این بیان گذشته از اینکه با بیانی که خود حاجی در منظومه منطق کرده است مخالفت دارد و مناقض است ، درست هم نیست ، صحیح همان است که در منظومه منطق گفته است . در آنجا گفته است که مناط صدق قضایای خارجی انطباق با وجود عینی است و مناط صدق قضایای ذهنی انطباق با وجود ذهنی و مناط صدق قضایای حقیقیه انطباق با نفس الامر است و ظاهر این است که علت اینکه در اینجا از نظر منظومه منطق عدول کرده است این است که دیده اگر در قضایای ذهنیه بگوید که مناط صدق انطباق با وجود ذهنی است لازم میآید که همه قضایای کاذبه صادق باشند زیرا هر قضیه کاذبهای انطباق با ذهن دارد زیرا تصور ذهنی دارد و روی همین جهت است که ما میبینیم حاجی