شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
جواز اعاده معدوم و بلکه وقوع و تحقق آن از ضروریات دین و مذهب است . ولی محققین از متکلمین و قاطبه فلاسفه اعاده معدوم را امری محال و موضوع حشر و قیامت را بیگانه از این مسأله دانستهاند و چنانکه میدانیم در آثار مقدس دینی و مذهبی نیز تعبیراتی که از حشر شده است هیچ کدام حتی اشعاری به اعاده معدوم ندارد . همه آن تعبیرات اشعار یا تصریح دارد به اینکه نشئه دیگری موجود است که حکم دنباله این نشئه را دارد و این نشئه ، " اولی " و آن دیگری " عقبی " است ، این ، " دنیا " و آن دیگری " حشر و نشر و قیامت " است . متکلمین در اینجا مرتکب دو اشتباه بزرگ شدهاند ، یک اشتباه شرعی و دینی که موضوع حشر و قیامت را اعاده معدوم دانستهاند و یک اشتباه عقلی و فلسفی که اعاده معدوم را جایز دانستهاند . و از اشتباه اول ، " صغری " و از اشتباه دوم " کبری " و از مجموع قیاسی تشکیل دادهاند . اما فلاسفه معتقدند که : اولا اعاده معدوم ، محال است و اگر چیزی نیست و معدوم شد ، آنچه که دوباره به وجود میآید عین آن نخواهد بود ، بلکه شبیه و همانند آن است . لذا حاجی سبزواری که از مشرب فلاسفه پیروی میکند چنین میگوید :
| اعاده المعدوم مما امتنعا |
| و بعضهم فیه الضروره ادعی |