شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
خود ، و حال آنکه هر چند مانعی ندارد که یک حقیقت نفسانی دارای عرض نفسانی باشد ولی یک مفهوم ذهنی از آن جهت که ذهنی و قیاسی است ضمیمه شدن یک وجود غیر ذهنی به آن معنی ندارد و البته واضح است که هیچ یک از این عوارض وجود ذهنی یک شیء خارجی نیستند . به علاوه ما میدانیم مواردی که به عنوان مثال برای قسم دوم آورده میشود مانند کلیت و نوعیت برای انسان ، یک حقیقت نفسانی نیست که ضمیمه وجود انسان در ذهن شده باشد بلکه کلیت انسان به معنی اطلاق و رهائی و عدم تقید مفهوم انسان به هر چیز دیگر است و اینکه احیانا این اطلاق و کلیت را تعبیر به ارسال مینمایند و آن را به عنوان یک معنی وجودی در نظر میگیرند و به اصطلاح بین لا بشرط قسمی و لا بشرط مقسمی به این طریق فرق میگذارند ( همچنانکه در محل خود اثبات کردهایم ) درست نیست . در حقیقت میتوان گفت که معقولات ثانیه منطقی شبیهتر است به معقولات ثانیه خاص فلسفی تا معقولات اولیه ، یعنی اتصاف یک موضوع در ذهن به معقولات ثانیه منطقی شباهتش به اتصاف یک موضوع به معقولات ثانیه خاص فلسفی - مانند " امکان " و " شیئیت " - بیشتر است تا شباهت آن به اتصاف یک موضوع به معقولات اولیه . اکنون با توجه به این ایرادات ، توجیه نسبتا صحیحی برای این نظریه و این گونه تعریف و تقسیم معقولات وجود دارد و آن اینکه بگوئیم مقصود از " عروض " ، " وجود محمولی " و " وجود نفسی " و مقصود از " اتصاف " " وجود رابط " است . یعنی آنجا که گفته میشود ظرف عروض و ظرف اتصاف هر دو " خارج " است ، و مقصود اینست که ظرف " وجود نفسی " و ظرف " وجود رابط " هر دو " خارج " است ، آنجا که گفته میشود ظرف عروض و ظرف اتصاف هر دو ذهن است ، مقصود اینست