شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
انسان است و یا انسان دارای کلیت است ؟ آیا کلیت ، عارض انسان شده است و یا انسان عارض کلیت ؟ واضح است که " کلیت " عارض انسان شده است ، پس " انسان " معروض و " کلیت " عارض است . حال ظرف عروض و ظرف اتصاف چیست ؟ اولا واضح است که ظرف اتصاف انسان به کلیت ، در ذهن است . انسان خارجی ، یک امر جزئی و خاص است و البته انسان خارجی هیچگاه کلی نیست بلکه انسان در ظرف ذهن و از نظر وجود ذهنی متصف به کلیت میشود . ثانیا ظرف عروض کلیت بر انسان نیز ، در ذهن است . زیرا کلیت صفتی است که فقط بر وجود ذهنی انسان اطلاق میشود ، یعنی محمولی است که موضوعش در ذهن وجود دارد و نه در خارج . ٣ - ظروف عروض عارض بر معروض ، " ذهن " و ظرف اتصاف معروض به عارض " خارج " است ، مانند اینکه میگوئیم : " انسان ، ممکن است " یا " انسان ، واحد است " . در اینجا البته مقصود این است که انسان در ظرف خارج ، متصف به امکان یا وحدت است ، یعنی مقصود بیان حالت انسان خارجی است . ولی از طرفی میدانیم که خود امکان یا وحدت در خارج وجودی مستقل ندارند تا عارض غیر بشوند ( به بیانی که قبلا گفته شد ) . پس امکان در عین اینکه صفت انسان است ولی در خارج ، عارض انسان نیست . این است که میگوئیم ظرف اتصاف ، " خارج " و ظرف عروض ، " ذهن " است . ٤ - ظرف عروض و عارض بر معروض ، " خارج " و ظرف اتصاف معروض به عارض " ذهن " است . از این چهار قسم ، قسم چهارم ، فقط فرض محض است و محال و غیر ممکن است . از سه قسم باقیمانده ، قسم اول را معقولات اولیه ، قسم دوم را معقولات ثانیه منطقی