شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
کلی سازی دانسته و در تعریف انسان گفتهاند حیوانی است ناطق ، و مقصود از نطق را ادراک کلیات گرفتهاند و فرق عمده انسان و حیوان را واجد بودن قوه تجرید و تعمیم و ادراک کلیات دانستهاند ولی حقیقت این است که اهمیت بیشتر ذهن انسان از جهت ادراک معقولات ثانیه است و فرق عمدهای که انسان با حیوان دارد از ناحیه ادراک همین معقولات ثانیه است . انتزاع معقولات ثانیه یک درجه عالیتر از درجه تجرید و تعمیم است . البته بواسطه قوه تعمیم ، ذهن قادر میشود که مفاهیم کلی بسازد ولی بواسطه معقولات ثانیه است که میتواند از این مفاهیم کلی قضایای ضروری ، و از قضایا قیاس بسازد و از قیاسات استنتاج کرده و علومی را به وجود آورد ، و فکر و فلسفه داشته باشد و بالاخره از طرز فکر منطقی برخوردار باشد . علیهذا اگر در تعریف انسان بگوئیم " حیوان ناطق فیلسوف " و یا بگوئیم " حیوان فیلسوف " و مقصود خود را اینطور توضیح دهیم که انسان حیوانی است که میتواند مفاهیم عامه فلسفی را درک کند تعریفی جامعتر ، کاملتر و صحیحتر برای انسان ارائه کردهایم . همین مفاهیم عامه است که با بکار بردن آنها فلسفه به عنوان یک فن خاص در برابر سایر علوم قرار میگیرد و با دخالت کردن همین مفاهیم است که از معقولات اولیه - که در علوم بکار برده میشود - قضایا و قیاسات و استنتاجات به وجود میآید . از آنچه گفته شد این نکته آشکار گردید که معقولات ثانیه یا معقولات درجه دوم از آن جهت به این اسم نامیده شدهاند که در درجه دوم از لحاظ ادراک ذهن قرار گرفتهاند ، یعنی در وهله اول معقولات اولیه برای ذهن حاصل میشود و در وهله دوم معقولات ثانیه بعنوان صفت و حالت معقولات اولیه در ذهن نمودار میگردند .