شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
احساس مخصوصی در او پیدا میشود ، اما بعدها هر چند خود این احساس به صورت احساس ، دیگر وجود ندارد ولی به واسطه استعداد خاصی که آن را قوه حافظه مینامیم صورتی از آن را در خود حفظ میکند و به واسطه استعداد دیگری که آن را ذاکره مینامیم میتواند آن را در شرایط معینی به یاد آورد و شک نیست که به یاد آوردن تلخی عین تلخ شدن ذائقه نیست . اکنون فرض کنید این نوزاد بار دوم یک شیء تلخ دیگری را میچشد و مانند بار اول احساس مخصوصی در او پیدا میشود و قهرا به واسطه مشابهت دو حالت ، تداعی معانی میشود و ذهن دو صورت شبیه به هم را ضبط میکند ، پس از این که چند بار اشیاء تلخ را چشید و مکررا احساس تلخی در او پیدا شد تدریجا ذهن قوی میشود و استعداد دیگری بروز میکند و تصور ذهنی به این شکل در میآید که ممکن است همین چیزی که مکررا برایش پیدا شده بارهای دیگر هم پیدا شود . یعنی این تلخیهای مختلف و متعدد که هر کدام در شرایط معین و زمان معینی پیدا شده و هر یک متشخص به تشخص جداگانهای است و هر یک ، غیر دیگری است به این صورت در میآید که همه یک چیز است ، یک تلخی است که مکرر شده و باز هم ممکن است تکرار شود . یعنی ذهن یک وحدت و یا یک معنای واحدی را انتزاع میکند که بر هر یک از آحاد و دفعات صدق میکند و ادراک شباهت منتهی میشود به حکم به یک نوع وحدت . لهذا برای این معنای عام لفظی را وضع میکند که بر همه این آحاد و دفعات قابل صدق است و کم کم تصور ذهنی به این صورت در میآید که مفهوم تلخی به صورت مجرد و تفکیک شده از خصوصیت زمانی و مکانی و شرایط وجودی تصور میشود و موضوع قضایای کلیبه قرار میگیرد . بنابر این تلخی در ادراک ماسه مرحله دارد : مرحله اول ، مرحله احساس یا