شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
هستند و لااقل از اختلاف و تعدد ابائی ندارند . بنابراین مثلا ابوت و بنوت نیز که مانند عاقلیت و معقولیت از متضایفین بشمار میروند باید متحد باشند و حال آنکه بالضروره اب و ابن متغایرند نه متحد . پاسخ این اشکال این است که همانطور که در محل خود تحقیق شده است فرق است بین مضاف حقیقی و مضاف مشهوری و نیز فرق است بین اتحاد در مفهوم و اتحاد در مصداق . مغایرتی که در مورد ابوت و بنوت دیده میشود ، اولا مغایرت بین دو انسان ( پدر و فرزند ) است که مضاف مشهوریاند نه مضاف حقیقی ، ثانیا مغایرت مفهومی این دو شیء است . چیزی که هست اینست که این دو ، مصداق حقیقی و ما بازاء حقیقی در خارج ندارند و به اصطلاح از معقولات ثانیه بشمار میروند که منشأ انتزاعشان در خارج است نه در خودشان و از این جهت ما یک شیء پیدا نمیکنیم که هم مصداق اب باشد و هم مصداق ابن . و اساسا مغایرت مضاف حقیقی و مضاف مشهوری در جائی تحقق مییابد که آن مفهوم اضافی از مفاهیم انتزاعی و از معقولات ثانیه باشد و الا چنین اختلاف و تغایری صورت نمیگیرد مانند مواردی که دو مفهوم متضایف از شئون وجود باشند نه از اعتباریات محضه ، مثل عالمیت و معلومیت ، عاقلیت و معقولیت و غیر اینها . در اینجا اشکال دقیقتری بوجود میآید و آن اینکه حتی با این مقیاس و معیار نیز مطلب تمام نمیشود ، زیرا در مفاهیمی که از شؤون وجود بشمار میروند و متضایف هستند باز مغایرت وجود دارد مثل مفهوم علیت و معلولیت ، قادریت و مقدوریت و حتی مریدیت و مرادیت . پس عین برهان اتحاد عاقل و معقول را با توجه به همان نکتهای که الان ذکر شد میتوان در باب علت و معلول و قادر و