حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٤
نكردن و پيمودن راه كمال به سوى آنها حركت مى كند. رويكرد عبادى به خداوند سبحان، كه از تمام شئون مادّه ، منزّه ، و از اين كه متعلّق حسّ مادى واقع شود ، پاك و مبرّاست، هر گاه بخواهد از مرز دل و باطن بگذرد و به منطقه افعال ، كه فقط در ميان ماديّات دور مى زنند، وارد شود ، هيچ چاره و گريزى نيست، مگر اين كه اين توجّه قلبى عبادى ، تجسّم خارجى پيدا كند ، به اين ترتيب كه توجّهات قلبى، با ملاحظه ويژگى ها و خصوصيات آنها، در قالب افعال و حركات مناسبى ريخته شوند. مثلاً هدف از سجده، اظهار خوارى و ذلّت است و هدف از ركوع، تعظيم و بزرگداشت و هدف از طواف، فداكارى و جانبازى و هدف از قيام، احترام و هدف از وضو و غسل، پاكيزه شدن براى ايستادن در حضور خدا. شكى نيست كه توجّه به معبود و روى كردن بنده به او در عبوديّتش، روح عبادت اوست و بدون آن عبادت، حيات و موجوديتى ندارد. عبادت براى آن كه به كمال و ثبات و تحقّق خويش برسد، نياز به تجسّم يافتن در افعال و اعمال دارد. بت پرستان و پرستندگان ستارگان و ديگر اجسام انسانى و غير انسانى، در مقام عبادت معبودهايشان، از فاصله هاى نزديك ، رو به روى آنها مى ايستادند و عبادت مى كردند ؛ امّا اديان آسمانى، از جمله اسلام ـ كه تصديق كننده همه اديان آسمانى است ـ ، كعبه را قبله قرار داد و دستور داد تا در نماز ـ كه هر مسلمانى موظّف به انجام دادن آن است ـ ، در هر نقطه اى از جهان رو به قبله بِايستند و در برخى حالات ، از رو به قبله يا پشت به قبله بودن ، نهى فرموده است و در حالات و مواردى هم ، رو به قبله بودن را مستحب دانسته است. بدين سان، توجّه قلبى دائمى را به خانه خدا جلب كرده و اين كه انسان در هيچ حالتى ، از خلوت و جَلوَت ، ايستادن و نشستن، خواب و بيدارى، عبادت و طاعت و حتّى در پست ترين حالات (حالت تخلّى) خدايش را فراموش نكند. اين بود آثار توجّه قبله از نظر فردى . و امّا از نظر اجتماعى، موضوع شگفت انگيزتر و تأثيرات توجّه به قبله ، روشن تر