حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٢
نكاتى درباره احاديثِ ستاينده فقر
در نگاه نخست به نظر مى رسد كه ميان روايات دسته هاى اوّل و دوم اين فصل با آيات و روايات فصل هاى گذشته ، تعارض وجود دارد . اين روايات ، فقر (نادارى) و فرودستىِ اقتصادى را مى ستايند و آن را بر توانگرى و رفاه ، ترجيح مى دهند ، در حالى كه آيات و احاديث فصل هاى پيشين ، توسعه اقتصادى را ارجمند مى شِمُرند و شكوفايى معيشتى را گران مايه ، بابركت و از آثار برنامه وعده داده شده توسعه اقتصادى در اسلام مى نامند و خطرهاى فقر و پيامدهاى فاجعه بار واپس ماندگى اقتصادى را گوشزد مى كنند . اكنون بايد ديد كه : مراد از روايات ستاينده فقر چيست و آيا مى توان به مفاد آنها ملتزم شد و معناى برآمده از آنها را پذيرفت ؟ دانشمندان مسلمان و كارشناسان علم حديث ، براى سازگارى بخشيدن به اين متون ، راه هاى مختلفى را پيموده اند . برخى مفهوم فقر موجود در احاديث ستايشگرِ فقر را از مفهوم فقر در روايات سرزنشگرِ آن ، متمايز شمرده اند . بعضى ، ويژگى هاى فقرِ ستوده و فقرِ نكوهيده را متفاوت دانسته اند . گروه سوم هم روايات ستاينده فقر را كنار نهاده اند ؛ زيرا سندهاى آنها را ضعيف شمرده اند و روايات نكوهنده فقر را معتبر دانسته اند . [١]
[١] ر.ك : المحجة البيضاء : ج ٧ ص ٣١٩ ـ ٣٣٠ ، بحار الأنوار : ج ٧٢ ص ٦ ـ ٧ و ٣٤ ، معراج السعادة : ص ٩١ و ٢٩٥ و ٢٩٦ ، مسلكنا ، على المشكينى : ص ١٨٢ ، تفسير نمونه : ج ١٦ ص ١٧٤ .[٢] همان گونه كه از امام على عليه السلام روايت شده : «رُبَّ جاهلٍ نجاتُه جَهله ؛ بسا جاهلى كه نجات او در جهل اوست» (غرر الحكم : ح ٥٣٠١) .[٣] غرر الحكم : ح ٥٣٢٨ .[٤] غرر الحكم : ح ٥٣٢٧ .[٥] غرر الحكم : ح ٦٩٦٠ .[٦] فاطر: آيه ١٥.[٧] توبه : آيه ٦٠.[٨] غرر الحكم: ح ٦٥٤٧.[٩] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٦٤٢.