حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣
٩٥٣٣.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از سعد بن حُذَيفة بن يمان ، از پدرش ـ: پيامبر خدا ، ميان انصار و مهاجران ، برادرى دينى برقرار ساخت . ايشان ، هر فردى را با همتايش برادر قرار مى داد . سپس دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و فرمود : «اين هم برادرِ من است» . حذيفه مى گويد : پيامبر خدا ، سَرور پيامبران مُرسل ، پيشواى پرهيزگاران ، و فرستاده پروردگار جهانيان بود و در ميان مردمان ، همانندى نداشت و على بن ابى طالب عليه السلام برادرِ او شد.
٩٥٣٤.الطبقات الكبرى ـ به نقل از محمّد بن عُمر بن على عليه السلام ـ: چون پيامبر خدا [ به مدينه ]آمد ، ميان مهاجران با يكديگر و [نيز ]ميان مهاجران و انصار ، برادرى افكند و اين برادرى افكندن ، پيش از جنگ بدر بود . پيامبر صلى الله عليه و آله ، آنان را بر پايه حق و يارىِ يكديگر ، برادر هم قرار داد ، و ميان خودش و على بن ابى طالب عليه السلام نيز برادرى نهاد.
٩٥٣٥.تفسير القمّى ـ درباره آيه « ... كه از خانه هاى خودتان بخور: اين آيه ، زمانى نازل شد كه پيامبر خدا به مدينه مهاجرت كرد و ميان مسلمانان مهاجر و انصار ، برادرى افكند : ابو بكر و عمر را با هم برادر قرار داد ، و عثمان و عبد الرحمان بن عوف را با هم ، و طلحه و زبير را با هم ، و سلمان و ابو ذر را با هم ، و مقداد و عمّار را با هم ، و امير مؤمنان را وا گذاشت . على عليه السلام از اين امر ، سخت اندوهگين شد و گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به قربانت ! چرا ميان من و كسى برادرى نمى افكنى؟ پيامبر خدا فرمود : «به خدا سوگند ـ اى على ـ كه تو را جز براى خودم نگه نداشتم . آيا راضى نيستى كه من و تو برادر هم باشيم؟ تو در دنيا و آخرت ، برادر منى . تو وصىّ و دستْ يار و جانشين من در ميان امّتم هستى . تو اداكننده دَين من هستى و وعده هاى مرا به انجام مى رسانى و غسل دادن مرا به عهده مى گيرى و جز تو كسى متولّى اين كار نيست . تو نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى هستى ، با اين تفاوت كه پس از من، پيامبرى نخواهد آمد» . پس امير مؤمنان ، از اين سخنان ، شادمان گشت. از آن پس ، هر گاه پيامبر خدا ، يكى از يارانش را به غزوه اى يا سريّه اى مى فرستاد ، آن فرد ، كليد خانه اش را به برادر دينى اش مى داد و به او مى گفت : هر چه خواستى، بردار و هر چه خواستى، بخور ؛ امّا آنان ، از اين كار خوددارى مى ورزيدند تا جايى كه گاه ، غذا در خانه[ى شخصى كه به جنگ رفته بود ]فاسد مى شد . پس خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد كه : «بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده» ؛ يعنى در صورتى كه كليدهاى خانه در اختيار شما بود ، چه صاحب آن خانه حاضر باشد و چه نباشد . و نيز فرمود : «پس هر گاه به خانه ها[يى كه گفته شد ]درآمديد ، به خويشتن سلام كنيد» .