حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١
٩١٧٩.كنز العمّال ـ به نقل از عبدالرحمان بن صفوان ـ: روز فتح مكّه ، لباسم را پوشيدم و از خانه بيرون آمدم و در راه با پيامبر خدا ـ كه از كعبه بيرون آمده بود ـ ، برخوردم. از عمر پرسيدم: پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى داخل كعبه شد، چه كرد؟ عمر گفت : دو ركعت نماز خواند.
٩١٨٠.كنز العمّال ـ به نقل از ابو خلف اَعمى ، از عثمان بن عفّان ـ: وى (عثمان) در روز فتح مكّه، دست ابن ابى سَرح را گرفت و او را [براى گرفتن امان] به نزد پيامبر خدا آورد. پيامبر خدا، قبلاً دستور داده بود كه هر كس ابن ابى سَرح را ديد او را بكُشد، گرچه خود را به پرده هاى كعبه آويخته باشد. عثمان گفت : اى پيامبر خدا! ابن ابى سَرح را هم مانند بقيه مردم ببخش. ابن ابى سَرح، دستش را به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله دراز كرد ؛ امّا ايشان سرش را از او برگرداند. بار ديگر، دستش را دراز كرد، پيامبر خدا دستش را از او كنار كشيد. براى بار سوم، دست خود را به سوى ايشان دراز كرد و اين بار، پيامبر صلى الله عليه و آله با او بيعت كرد و امانش داد. وقتى او رفت، پيامبر خدا فرمود : «مگر نديديد با او چه كردم؟». گفتند : اى پيامبر خدا! چرا به ما اشاره نكردى [كه او را بكُشيم]؟ پيامبر خدا فرمود : «در اسلام، اشاره كردن و بى خبر كشتن (ترور) وجود ندارد. ايمان، بى خبر كشتن را ممنوع كرده و پيامبران به غافلگير كردن و خيانت ، اشاره نمى كنند».
٩١٨١.كنز العمّال ـ به نقل از جابر ـ: هنگامى كه با پيامبر خدا وارد مكّه شديم، در خانه كعبه و پيرامون آن، سيصدو شصت بت نصب شده بود كه به جاى خدا عبادت مى شدند. پيامبر خدا دستور داد همه آنها را سرنگون كردند. سپس فرمود : «حق آمد و باطل، نابود شد و به راستى كه باطل، نابودشدنى است» . آن گاه، داخل كعبه رفت و دو ركعت نماز خواند. در آن جا پيكره ابراهيم و اسماعيل و اسحاق عليهم السلام را مشاهده كرد و ديد در دست ابراهيم، چوبه هاى تيرهاى قمار، قرار دارد و در حال قرعه زدن است. پيامبر خدا فرمود: «خداوند، اينان (مشركان) را بكُشد! ابراهيم كسى نبود كه با تيرهاى قمار، قرعه بزند».