حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥
نخست ، بررسى كرده و آيات و احاديث فصل ششم ، آن را از نظرگاه دوم نگريسته است . پس تعارضى ميان اين دو دسته نيست . ٣ . گروه سوم از احاديث فصل ششم ، چند معيار را در ارزيابى فقر و توانگرى به دست مى دهند كه مى توان آنها را چنين دسته بندى كرد: الف . ثروت براى انسان ثروتمند ، خير است و فقر براى انسان فقير ، شر ؛ امّا نه به طور مطلق ، بلكه با توجّه به نقشى كه در زندگى انسان ايفا مى كنند . با اين معيار ، ثروت براى همگان خير نيست ، همان گونه كه فقر براى همه شر به شمار نمى آيد . ب . از جهت استفاده نيازمندان اجتماع از ثروت ، توانگرى ارزشمند و مثبت است . ج . در جامعه اى كه فقر در آن رواج دارد ، انتخاب فقر به منظور خدمت به نيازمندان ، يك ارزش پسنديده به شمار مى رود . د . هر گاه فقر با حفظ ارزش ها و پايبندى به مواضع درست همراه گردد ، برتر از ثروتى است كه با اعمال نادرست و ضدّ ارزش درآميزد . ه . براى گروهى كه در مسير اوج و دستيابى به كمال گام نهاده اند ، فقر و توانگرى يكسان است ؛ زيرا اينان مى توانند از هر گونه فضا و وضعيّتى ، براى رسيدن به ترقّى و كمال ، بهره ببرند . ٤ . در اصطلاح قرآن و حديث ، فقر ، داراى معانى متفاوت است ؛ گاه به معناى نياز در اصل وجود است ، چنان كه خداوند سبحان مى فرمايد: «يَـأَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ إِلَى اللَّهِ . [١] اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا» . و گاه به معناى احتياج مادّى است ، چنان كه خداى سبحان مى فرمايد:
[١] ر.ك : المحجة البيضاء : ج ٧ ص ٣١٩ ـ ٣٣٠ ، بحار الأنوار : ج ٧٢ ص ٦ ـ ٧ و ٣٤ ، معراج السعادة : ص ٩١ و ٢٩٥ و ٢٩٦ ، مسلكنا ، على المشكينى : ص ١٨٢ ، تفسير نمونه : ج ١٦ ص ١٧٤ .[٢] همان گونه كه از امام على عليه السلام روايت شده : «رُبَّ جاهلٍ نجاتُه جَهله ؛ بسا جاهلى كه نجات او در جهل اوست» (غرر الحكم : ح ٥٣٠١) .[٣] غرر الحكم : ح ٥٣٢٨ .[٤] غرر الحكم : ح ٥٣٢٧ .[٥] غرر الحكم : ح ٦٩٦٠ .[٦] فاطر: آيه ١٥.[٧] توبه : آيه ٦٠.[٨] غرر الحكم: ح ٦٥٤٧.[٩] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٦٤٢.