حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣
٩١٨٢.كنز العمّال ـ به نقل از سهيل بن عمرو ـ: زمانى كه پيامبر خدا وارد مكّه شد و پيروز گرديد، من به خانه ام رفتم و در را به روى خودم بستم و به فرزندم عبد اللّه بن سهيل، پيغام فرستادم كه از محمّد صلى الله عليه و آله برايم امان بگيرد؛ زيرا از كشته شدن ، ايمن نيستم. عبد اللّه بن سهيل، نزد پيامبر رفت و گفت : اى پيامبر خدا! آيا پدرم را امان مى دهى؟ فرمود : «آرى. او در امان خداست. بنا بر اين، از خانه بيرون بيايد». پيامبر خدا، آن گاه به كسانى كه پيرامونش بودند، فرمود : «هر يك از شما سُهيل را ديد، به او نگاه تند نكند . او بايد از خانه بيرون بيايد. به جان خودم سوگند كه سهيل، شخص خِردمند و بزرگوارى است و كسى چون سهيل، چنان نيست كه اسلام را نشناسد و به خوبى مى داند كه آيينى كه بر آن بوده است، برايش سودى ندارد . پس، عبد اللّه نزد پدر خود رفت و فرموده پيامبر خدا را به اطّلاع او رسانيد. سُهيل گفت : به خدا سوگند كه او در خُردى و بزرگى نيكوكار بوده و هست . سهيل در اسلام آوردن ، همچنان سرگردان و مردّد بود و در جنگ حُنَين با آن كه هنوز مشرك بود، پيامبر خدا را همراهى كرد و در جِعرانه ، اسلام آورد . پيامبر خدا ، در آن روز از غنايم حُنَين ، يكصد شتر به او داد .
٩١٨٣.كنز العمّال ـ به نقل از ابى مريم سَلولى ـ: در روز فتح مكّه كه جلو قربانى ها را گرفته بودند، به حضور پيامبر خدا رسيدم . حارث بن هشام نزد ايشان آمد و گفت : اى محمّد! مشتى فرومايه و اوباش آورده اى كه به كمك آنها با ما بجنگى؟ پيامبر خدا به او فرمود : «خاموش! اينها بهتر از تو و هم مسلكان تو هستند. اينان به خدا و فرستاده او ايمان دارند».
٥ / ٩
جنگ هاى حُنَين و طائف و اَوطاس
قرآن
«قطعاً خداوند، شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است، و [ نيز ] در روز حُنَين، آن هنگام كه شمارِ فراوانتان شما را به شگفت آورده بود؛ ولى به هيچ وجه از شما دفع [ خطر ] نكرد، و زمين با همه فراخى بر شما تنگ گرديد. سپس در حالى كه پشت [ به دشمن ]كرده بوديد، برگشتيد. آن گاه، خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد، و سپاهيانى فرو فرستاد كه آنها را نمى ديديد، و كسانى را كه كفر ورزيدند، عذاب كرد و سزاى كافران، همين بود. سپس خدا بعد از اين [ واقعه ]، توبه هر كس را بخواهد، مى پذيرد؛ و خدا آمرزنده مهربان است» .