حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١
٩٥٤٠.سنن الترمذى ـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا ، ميان يارانش برادرى برقرار كرد . پس على عليه السلام با دو چشم گريان آمد و گفت : اى پيامبر خدا! ميان يارانت برادرى افكندى؛ امّا مرا با هيچ كس ، برادر قرار ندادى؟ پيامبر خدا به او فرمود : «تو برادر من در دنيا و آخرت هستى» .
٩٥٤١.فضائل الصحابة ، ابن حنبل ـ به نقل از عمر بن عبد اللّه ، از پدرش ، از جدّش: پيامبر صلى الله عليه و آله ميان مردم (مسلمانان) برادرى برقرار كرد و على عليه السلام را وا نهاد تا آخر از همه باقى ماندْ و كسى را نديد كه با او برادر شود . گفت : اى پيامبر خدا! ميان مردم ، برادرى افكندى و مرا وا نهادى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا فكر مى كنى تو را وا نهاده ام؟ من ، تو را براى خودم گذاشتم! تو برادر منى و من ، برادر تو . پس اگر كسى در اين باره با تو بحث كرد ، بگو : من ، بنده خدا و برادر پيامبر او هستم . از اين پس ، هر كه [جز تو] چنين ادّعايى كند ، قطعا دروغگوست» .
٩٥٤٢.فضائل الصحابة ، ابن حنبل ـ به نقل از زيد بن ابى اَوفى كه از ماجراى برادرى: در مسجد پيامبر خدا ، به خدمت ايشان رسيدم . . . على عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : وقتى ديدم كه به غير از من، با ديگر يارانت آن كردى كه كردى ، روح از بدنم رفت و كمرم شكست . اگر اين بدان جهت است كه از من ناراحتى اى دارى ، حق دارى كه مرا سرزنش كنى يا بزرگوارى نمايى (ببخشى) . پيامبر خدا فرمود : «سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ، تو را جز براى خودم ، آخر از همه قرار ندادم . تو براى من ، همچون هارون نسبت به موسى هستى ، با اين تفاوت كه پس از من ، پيامبرى نيست . تو برادر و وارث منى» . على عليه السلام گفت : چه چيزى را از تو به ارث مى برم ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «آنچه پيامبرانِ پيش از من، به ارث نهادند» . على عليه السلام گفت : پيامبرانِ پيش از تو ، چه به ارث نهادند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «كتاب خدا و سنّت پيامبرشان را . و تو و دخترم فاطمه ، در قصرى از بهشت ، با من خواهيد بود . تو برادر و همنشين منى» . سپس پيامبر خدا ، اين آيه را تلاوت كرد : « «برادرانى كه بر تخت هايى ، رو به روى يكديگر نشسته اند» ، براى خدا يكديگر را دوست مى دارند و به هم مى نگرند» .