هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٨
با ورود اسلام به عنوان يك آيين زندگى به حجاز، برخى از اهل ايمان از امورى مثل خنديدن و مزاح كردن ، دورى مى نمودند و زندگى را فقط در نماز و روزه و مناجات خلاصه كرده بودند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با اين انحراف به مبارزه برخاسته و رعايت اعتدال را توصيه كردند و از آن جا كه آنان خود را پيرو حضرت مى دانستند ، حضرت مى فرمود: همانا من هم بشرى مثل شما هستم كه با شما شوخى مى كنم. [١] و در خطاب ديگرى مى فرمايد: اما من، هم نماز مى خوانم و هم مى خوابم، هم روزه مى گيرم و هم [در روز ]غذا مى خورم، هم مى خندم و هم گريه مى كنم. پس كسى كه از راه و روش من ، روى گرداند، از من نيست. [٢] روزى امام صادق عليه السلام از يونس شيبانى پرسيد: «وضع شوخ طبعى در ميان شما چگونه است؟» . گفت: اندك است. حضرت فرمود: اين گونه عمل نكنيد ؛ چرا كه شوخى كردن ، از خوش اخلاقى است و تو بدين وسيله ، برادر خود را شاد مى سازى. [٣] در اين كلام ، دو نكته زيبا وجود دارد : يكى اين كه شوخى كردن ، يكى از مؤلّفه هاى حُسن خلقى است كه دين بر آن تأكيد دارد و دوم اين كه اين كار ، مايه سرور و شادمانى ديگران مى شود و بدين وسيله ، اندوه آنان كاهش مى يابد. جالب اين كه امام صادق عليه السلام در ادامه سخن به همين نكته اشاره كرده ، مى فرمايد : و همانا سيره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين بود كه با كسى شوخى مى كرد تا او را مسرور سازد. [٤]
[١] الجامع الصغير، ج١، ص٣٩٤، ح٢٥٧٩ ؛ كنز العمّال، ج٣، ص٦٤٨ .[٢] الكافى، ج٢، ص٨٥ ، ح١ ؛ سنن النّبى، ص١١٤.[٣] الكافى، ج٢، ص٦٦٣، ح٣ ؛ مكارم الأخلاق، ص٢١.[٤] همان جا .