هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٠
پس برقرار ساختن تساوى بين «قناعت» و «تنبلى» ، يك مغالطه است . خداوند ، روزى را تضمين كرده ؛ ولى انسان نيز وظيفه اى دارد . سَدير مى گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : وظيفه انسان در طلب روزى چيست؟ حضرت فرمود: وقتى درِ مغازه ات را باز كردى و بساط خود را پهن نمودى ، آنچه را بر عهده توست ، انجام داده اى . [١] بنابراين ، انسان بايد تلاش كند تا خداوند ، روزى را برساند و البته به آنچه رسيد ، قانع باشد و حرص نورزد.
بُخل ، دشمن آسايش زندگى
تفكرى كه دارايى و ثروت را منشأ خوش بختى مى داند ، از يك سو ، به طمع دچار مى شود تا مال بيشترى گرد آورد و از سوى ديگر ، به بخل روى مى آورد تا مال را مدّت بيشترى نزد خود نگه دارد و از تلف شدن آن ، جلوگيرى كند و بدين وسيله ، از زندگى ، لذّت بيشترى ببرد ؛ اما آنچه اتفاق مى افتد چيز ديگرى است . شخص بخيل ، در حقيقت ، رنج و غم و فشار روانى را نزد خود پايدار مى گرداند . بخيل ، با هدف ثروتمندى بخل مى ورزد ؛ ولى در حقيقت ، به سوى فقر مى شتابد. امام على عليه السلام مى فرمايد: در شگفتم از بخيل كه به سوى فقر و نادارى اى كه از آن گريزان است ، مى شتابد و توانگرى و ثروتى را كه در پى آن است ، از دست مى دهد . او در دنيا مانند تهى دستان به سر مى برد و در آخرت ، همچون توانگران ، حسابرسى مى شود . [٢] همچنين ، بخيل ، در اجتماع ، چيزى جز مذمّت ، [٣] ننگ ، [٤]
[١] الكافى ، ج٥ ، ص٧٩ ، ح١ .[٢] نهج البلاغة ، حكمت ١٢٦ .[٣] غرر الحكم، ح ٦٥٤٨ و ٦٥٥١.[٤] غرر الحكم ، ح٦٥٥٥ ؛ نهج البلاغة ، حكمت ٣ .