هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٦
در هنگام بيدارى ، بر اثر تصرّفات نفس در بدن ، عارض مى شود . [١] در جاى ديگر قرآن نيز به آرام بخش بودن شب ، اشاره شده است: «هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ . [٢] او همان كسى است كه براى شما شب را قرار داد تا در آن ، آرامش يابيد» . امام صادق عليه السلام به مفضل بن عمر مى فرمايد: اى مفضل! در طلوع و غروب آفتاب ، به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز ، انديشه كن . اگر طلوع خورشيد نبود ، كار جهانْ يكسره درهم مى شد و مردم ، قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند . دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور ، زندگى ، گوارا نبود و از آن لذّت نمى بردند . نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين ، نيازى نيست ؛ ولى در راز غروب خورشيد ، انديشه كن ! اگر غروب نبود ، مردم ، آرامش و قرار نداشتند ، حال آن كه اينان بيش از هر چيز ، به آرامش و استراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند . [٣] امام زين العابدين عليه السلام نيز در بيان آثار آرام بخشى شب و خواب ، و نقش آن در لذّت بردن از زندگى مى فرمايد: پس شب را براى آنان آفريد تا در آن از حركت هاى رنج آور و جنب و جوش هاى كار ، آرامش يابند و آسايش و خواب آن را لباسى قرار داد كه بپوشند تا براى شان مايه آسودگى و نيرومندى گردد و به لذّت و شهوت ، دست يابند . [٤]
[١] الميزان فى تفسير القرآن ، ج٢٠ ، ص١٦٢ .[٢] سوره يونس ، آيه ٦٧ ؛ ر. ك: سوره نمل ، آيه ٨٦ ؛ سوره غافر ، آيه ٦١ .[٣] توحيد المفضل، ص١٢٨ ؛ بحار الأنوار ، ج٥٨ ، ص١٧٥ .[٤] الصحيفة السجادية ، ص٣٩ ؛ مصباح المتهجّد ، ص٢٤٥ ، ح٣٦١ ؛ بحار الأنوار، ج٥٨، ص١٩٩ .