هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٤
نقش اميد و نااميدى در اين جريان ، به خوبى مشهود است . امّا هر چيزى حدّى دارد و اگر آن حد، حفظ نشود ، دو جنبه افراط و تفريط نيز پيدا مى كند . اميد نيز همين گونه است . جنبه تفريط آن ، «نااميدى» است و جنبه افراطى چيزى است كه در فرهنگ دين از آن به عنوان «آرزوهاى دور و دراز» ياد مى شود . آرزوى دور و دراز ، يعنى آرزوهايى كه از اندازه عمر انسان تجاوز مى كند و دنيا نيز ظرفيت برآوردن آن را ندارد . اين افراط در آرزوها ، خود يكى از عوامل نارضايتى از زندگى است . به همين جهت ، امام على عليه السلام مى فرمايد : هركس آرزوهايش زياد شود ، رضايت او كم مى شود . [١] به راستى چرا چنين اتفاقى مى افتد؟ كسى كه صاحب آرزوهاى طولانى است ، همواره لذّت را در چيزى مى داند كه ندارد و به همين جهت ، از آنچه دارد بهره مند نمى شود . چنين افرادى همواره از آنچه دارند ، نالان و ناراضى اند و چيزهايى را آرزو مى كنند كه ندارند . مهم نيست كه چه دارند ، مهم آن است كه همواره آنچه را ندارند ، مايه خوش بختى مى دانند و وقتى به آنچه زمانى آرزويش را داشتند ، دست يافتند ، باز هم احساس بهره مندى و خوش بختى نمى كنند و به آنچه در دور دست ها وجود دارد ، مى انديشند . اين، معناى آرزوى دور و دراز است . براى احساس بهره مندى ، داشتن فلان نعمت ، كافى نيست ؛ بايد انسان از وجود نعمت ، باخبر شود و از داشتن آن ، احساس بهره مندى كند ، تا لذّت آن را بچشد . چه بسا نعمت هايى كه وجود دارند ، ولى كسى از وجود آنها خبر ندارد و يا از داشتن آنها لذّت نمى برد . ناخشنودى بسيارى از كسانى كه از زندگى خود راضى نيستند ، نه به دليل ندارى و محروميت ،
[١] تاريخ بغداد ، ج٢ ، ص٥٠ .[٢] تنبيه الخواطر ، ج١ ، ص٢٧٢ .[٣] غرر الحكم ، ح٧٣٠٤ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٢٤ .[٤] الكافى، ج٥، ص٨٥ ، ح٧ .