هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٨
مى شود : از قناعت محروم مى شود ، پس به بى آسايشى مبتلا مى گردد و از رضايت ، محروم مى شود ، پس به بى يقينى مبتلا مى گردد . {-١-}
قناعت، كليد رضايت
اكنون مى توان مفهوم قناعت و تأثير آن در زندگى را بهتر فهميد . قناعت ، كليد رضايت از زندگى است . شخص قانع براى كسب روزى تلاش مى كند ، ولى به آنچه خدا روزى او كرده ، بسنده مى كند . از اين رو ، نه معترض است و نه احساس ناكامى مى كند ؛ بدين جهت ، از زندگى خود احساس رضايت خواهد كرد . تفاوت فرد قانع با فرد حريصِ ناراضى، در احساس آرامشى است كه فرد قانع ، از آن بهره مند است و فرد حريص ، از آن محروم . نه حرص زدن حريص بر ميزان روزى او افزوده است و نه قناعت قانع ، روزى كمترى نصيب وى كرده است . پس اگر انسان به آنچه تعيين شده ، راضى باشد ، از نعمت آرامش نيز برخوردار خواهد شد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: آگاه باشيد كه براى هر كس ، روزى اى هست كه به ناچار به او مى رسد . پس اگر كسى به آن راضى باشد ، مايه بركت او شده و نيازهايش را فرا مى گيرد ، و كسى كه به آن راضى نباشد ، مايه بركت او نشده و نيازهايش را فرا نمى گيرد . [٢] از اين رو ، نياز انسان به قناعت ، بيشتر از نياز او به حرص و طمع است. [٣] گواراترين زندگى ، از آنِ كسى است كه به روزى خدا قانع و از آن راضى باشد. [٤]
[١] الخصال ، ج١، ص٦٩ ، ح١٠٤ ؛ وسائل الشيعه، ج١٦، ص٢٠، ح٢٠٨٥٦ .[٢] أعلام الدين ، ص٣٤٢ ؛ مستدرك الوسائل، ج١٣، ص٢٩، ح١٤٦٥٢ .[٣] غرر الحكم ، ح ٨٩٨٥ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٧٤ .[٤] غرر الحكم ، ح ٩٠٧٣ و ٩٠٧٧ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص ٢٣ و١٤٣ .