هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧٠
زاهد باش ، آسوده باش !
اگر دنيا ناپايدار و همراه با سختى هاست و اگر دلبسته شدن و لذّت خواهى از آن ، اين پيامدهاى تلخ را دارد ، پس نبايد به آن ، دل بست . به قول سعدى : «آنچه را نپايد ، دل بستگى نشايد» . اين همان چيزى است كه در ادبيات دين از آن به عنوان «زُهد» ياد مى شود . زهد ، مفهومى غريب و مظلوم است . مردم ، آن را زندگى سوز مى دانند ، در حالى كه بيشترين فايده را براى زندگى بشر دارد . زهد ، به معناى نداشتن و استفاده نكردن نيست ؛ بلكه به معنى دلبسته نبودن است . كسى كه دلبسته دنيا نباشد، لذّت خود را در آن نمى جويد و به همين جهت ، بروز حوادث تلخ ، او را دچار تنش شديد نمى سازد .
كاركرد روانى زهد
نكته مهم ، چگونگى تأثير دل بستگى نداشتن به دنيا در تأمين آسودگى زندگى است . اگر انسان ، رابطه عاطفى و روانى خود را با اين عامل پر فراز و فرود ، قطع كند و دلبسته آن نباشد ، از فراز و فرود آن نيز رها گشته، مدام در تلاطم نخواهد بود ؛ هر چند از مواهب آن نيز بى بهره نخواهد شد. چنين كسى از روى كرد دنيا خرسند و سرمست نخواهد شد و از روى گرد آن نيز غمگين و ناراحت نمى شود . امام على عليه السلام در تبيين اين حقيقت مى فرمايد : ... و اما زاهد ، پس حقيقتا غم و خرسندى از قلب او خارج شده است . از اين رو ، نه از به دست آوردن دنيا خرسند مى گردد و نه به خاطر از دست دادن آن ، اندوهگين مى شود . بدين جهت ، او آسوده است . [١] شايد چيزهاى زيادى باشند كه از دست داده باشيم و يا به دست نياورده
[١] الكافى ، ج٢ ، ص٤٥٦ ؛ تنبيه الخواطر، ج٢، ص١٦١ .