هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه لقمان به فرزند خود گفت : به آنچه خدا قسمت تو كرده ، قانع باش ، تا زندگى ات باصفا شود . [١] كسى كه از تقدير الهى راضى باشد به غنا و بى نيازى واقعى دست مى يابد؛ [٢] و لذا كمترين برخوردارى از دنيا او را كافى است ، و اگر كسى به آنچه او را بس است راضى نباشد ، هيچ چيز در دنيا براى او كافى نيست. [٣] هيچ ثروتى به اندازه راضى بودن از روزى ، احساس فقر و نيازمندى انسان را از ميان نمى برد. [٤] شخص قانع ، هرگز نسبت به آنچه ندارد ، محزون نمى شود . [٥] لذا به سوى راحتى و آسايش ، شتاب كرده [٦] ، آن را به چنگ آورده است . [٧]
قناعت و تلاش
البته قناعت به معناى تنبلى و بى كارى نيست . قناعت و تلاش ، دو مقوله جدا از يكديگرند . لذا يكى از آنها ديگرى را نفى نمى كند . «تلاش و تنبلى» در يك طبقه قرار مى گيرند و «قناعت و حرص» نيز در يك طبقه . انسان در مقام عمل ، يا تلاشگر است يا تنبل و در مقام احساس و روحيه ، يا قانع است يا حريص . در اين كه انسان بايد تلاش كند ، شكّى نيست ؛ اما سخن، اين است كه همراه با حرص باشد يا قناعت؟ امام على عليه السلام مى فرمايد: روزى را طلب كنيد ؛ زيرا روزى ،براى كسى كه آن را طلب كند ، تضمين شده است . [٨]
[١] قصص الأنبياء ، ص١٩٥ ، ح٢٤٤ .[٢] غرر الحكم ، ح٩٢١٨؛ ر. ك: عيون الحكم والمواعظ، ص٧٥ .[٣] الكافى ، ج٢ ، ص١٤٠ ، ح١١ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٤ ، ص٤١٨ ، ح٥٩١٠ ؛ تحف العقول، ص٢٠٧ .[٤] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٤ ، ص٣٨٥ ، ح٥٨٣٤ ؛ نهج البلاغة ، حكمت ٣٧١ .[٥] نهج البلاغة ، حكمت ٣٤٩ .[٦] غرر الحكم ، ح٩٢٣٣ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٥٨ .[٧] الكافى ، ج٨ ، ص١٩ ، ح٤ .[٨] الإرشاد ، مفيد ، ج١ ، ص٣٠٣ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص٤٢٣، ح٤٠ .