هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٥
بلكه به دليل ناچيز شمردن و اهميت ندادن به چيزهايى است كه دارند . اگر روحيه فرد ، اين گونه باشد كه آنچه را دارد ناچيز مى شمارد و لذّت خود را در آن چيزى مى داند كه ندارد ، در اين صورت ، راه تحقّق رضايت از زندگى ، تأمين خواسته ها و افزايش سطح زندگى نيست ؛ زيرا او به هر سطحى از زندگى كه برسد ، باز همين الگوى فكرى را دارد كه : «آنچه دارم ناچيز است و خوش بختى در چيزهاى بالاترى است كه ندارم» . از سوى ديگر ، چنين افرادى به جهت آرزوهاى بى حد و مرزى كه دارند ، هيچ گاه به خواسته هاى خود دست نمى يابند و لذا همواره به خاطر آنها حسرت مى خورند . لذا آرزوهاى دور و دراز ، سبب مى شود كه انسان، داشته هاى خود را كوچك ببيند و از آنها لذت نبرد و نسبت به نداشته ها نيز حسرت بخورد . به همين جهت ، امام على عليه السلام مى فرمايد: از آرزوها[ى طولانى] بپرهيزيد ؛ زيرا نشاط نعمت هايى را كه داريد ، از ميان مى برد و آنها را نزد شما كوچك مى سازد و حسرتِ آنچه را كه آرزو داريد ، در پى مى آورد . {-٤-}
[١] تاريخ بغداد ، ج٢ ، ص٥٠ .[٢] تنبيه الخواطر ، ج١ ، ص٢٧٢ .[٣] غرر الحكم ، ح٧٣٠٤ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٢٤ .[٤] الكافى، ج٥، ص٨٥ ، ح٧ .