هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥
خداوند روزى ما را رسانده است . لذا شايسته نيست اكنون نسبت به او سوءظن داشته باشيم . مرحله نخست هنگامى است كه انسان در رحم مادر قرار دارد ؛ در جايگاهى آرام كه هيچ سرما و گرمايى او را نمى آزارد و خدا روزى اش را مى رساند . مرحله دوم ، دوران نوزادى است كه هرچند ناتوان است ، ولى غذاى او از شير مادر تأمين مى شود و كسى هست كه او را تر و خشك كند . و مرحله سوم ، دوران پس از شيرخوارگى است كه روزى او بدون تلاش، از دست رنج والدين تأمين مى گردد و مشمول مهربانى و دلسوزى آنان قرار مى گيرد ، حتّى او را بر خودشان مقدم مى دارند . اما همين انسان وقتى بزرگ و عاقل مى شود و براى خودش كار مى كند ، اوضاع بر او سخت مى شود و به خدا سوء ظن پيدا مى كند و حقوق مالى اى را كه بر عهده اش است انكار مى كند و بر خود و عيالش سخت مى گيرد . اينها به خاطر ترس از تنگ شدن روزى و بدگمانى به خداوند متعال است. [١] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به دو تن از فرزندان خالد مى فرمايد: تا وقتى سر شما حركت مى كند، [٢] از روزى ، نااميد نباشيد؛ چرا كه انسان را مادرش سرخ و بدون پوست مى آفريند . سپس خداوند عز و جلاو را روزى مى دهد . [٣]
اگر باور كنيم ، راحت زندگى مى كنيم
اگر بدانيم روزى ما تعيين شده است و هيچ كس نمى تواند از آن بكاهد و هيچ قدرتى نمى تواند مانع آن شود ، آن گاه احساس راحتى مى كنيم و مى توانيم از زندگى خود لذّت ببريم . امام على عليه السلام مى فرمايد: كسى كه مطمئن باشد آنچه خدا براى او مقدر كرده ، فوت نمى شود ، دلش آرام مى گيرد . [٤]
[١] الخصال ، ج١، ص ١٢٢ ، ح١١٤ ؛ قصص الانبياء ، ص١٩٧ ، ح٢٤٩ .[٢] كنايه از زنده بودن است .[٣] مسند ابن حنبل ، ج٣ ، ص٤٦٩ ؛ سنن ابن ماجة ، ج٢ ، ص١٣٩٤ ، ح٤١٦٥ .[٤] غرر الحكم ، ح١٨٤٩ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٣٨ .