هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢
پنج . خود را در اين دنيا مسافر بدانيم
سفر ، وسيله است نه هدف و زمان آن ، كوتاه است نه دائمى. از اين رو با اين كه سفر ، ناملايماتى دارد، اما براى رسيدن به مقصد و به جهت موقّتى بودن آن، تحمّل مى شود. اگر انسان ، دنيا را يك «سفر» و خود را «مسافر» آن بداند، سختى هاى آن ، او را بى تاب و رنجور نمى سازد. در اين باره ، كلام زيبايى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه با هم مرور مى كنيم: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند: انسان در دنيا چگونه است؟ فرمود: همانند جوينده قافله اى كه دامن ، بالا زده است. پرسيدند: چه قدر در اين دنيا اقامت دارد؟ فرمود: به اندازه كسى كه از قافله ، جامانده است. پرسيدند: پس فاصله دنيا و آخرت چه قدر است؟ فرمود: يك چشم برهم زدن . خداوند عزوجل مى فرمايد: «آن روز پندارند كه گويا به جز ساعتى از روز ، درنگ نداشته اند» [١] . [٢] در سفارش امام على عليه السلام به فرزندشان امام حسن عليه السلام آمده است: اى فرزندم! همانا من تو را از دنيا و حالات آن و زوالش و دگرگونى اش آگاه ساختم، و از آخرت و آنچه براى اهلش در آن مهيّا شده ، با خبر نمودم و در باره اين دو ، برايت مثال هايى زدم تا از آنها عبرت بگيرى و در راه صحيح ، گام نهى . مَثَل كسانى كه دنيا را خوب آزموده اند ، همانند مسافرانى است كه در سرمنزلى بى آب و آبادى و پرمشقّت كه قابل ماندن نيست ، قرار گرفته اند و قصد دارند به منزلى پرنعمت و به ناحيه اى كه در آن آسايش و راحتى است، كوچ نمايند . پس مشقت هاى راه و دورى دوستان و سختى سفر و ناگوارى غذاها را تحمّل كردند تا به خانه وسيع خويش و سرمنزل
[١] سوره احقاف ، آيه ٣٥.[٢] روضة الواعظين ، ص٤٩١ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٣ ، ص١٢٢ ، ح١١٠.