هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٩
از اين رو ، هنگام مواجهه با يك پديده ناخوشايند ، بيشتر به حذف حادثه مى انديشيم تا مديريت آن . اين در حالى است كه درافتادن با سختى ها و ستيز با بلاها ، نه تنها آنها را برنمى گرداند ، بلكه بر رنج و عذاب انسان مى افزايد ، پس بهتر است سختى ها را به عنوان يك واقعيّت ، پذيرفت و موقعيّت ناخوشايند را مهار كرد و مديريت نمود .
پذيرش موقعيّت
امام على عليه السلام با تكيه بر اصل برگشت ناپذيرى سختى ها ، پذيرش موقعيّت را شرط گذر سالم از آن برمى شمرد : همانا گرفتارى ها اهدافى دارند كه حتما بايد به آنها برسند . پس اگر كسى از شما را به آن ، مبتلا ساختند ، بايد آن را بپذيرد و صبر كند تا اين كه بگذرد؛ چرا كه چاره كردن آن به هنگام روى آوردنش ، افزاينده سختى آن است . [١] بنابراين ، خِرد، حكم مى كند كه انسان «در برابر سختى ها» نايستد ، بلكه «در كنار سختى ها» قرار گيرد . قرار گرفتن «در كنار سختى ها» امكان مديريت كردن و مهار نمودن سختى ها را به وجود مى آورد ؛ بر خلاف بى تابى كردن و در برابر سختى ها قرار گرفتن كه انسان را ناتوان مى سازد . معاذ بن جبل يكى از اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه فرزند خود را از دست مى دهد و بى تاب مى گردد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نامه اى به وى مى نويسد و مصيبت فرزندش را به وى تسليت مى گويد . حضرت در بخشى از نامه ، به دو مسئله مهم اشاره مى فرمايد : يكى «اجتناب ناپذيرى سختى ها» است و ديگرى «برگشت ناپذيرى سختى ها» و بدين سان ، او را آرام مى سازند: و بدان كه بى تابى كردن ، نه مرده را برمى گرداند و نه تقدير را دفع مى كند . پس به نيكى ، عزادار باش و وعده الهى را قطعى بدان و
[١] تحف العقول ، ص٢٠١ ؛ التمحيص، ص٦٤ ؛ بحار الأنوار، ج٧١، ص٩٥ .[٢] تحف العقول، ص٥٩ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٧ ، ص١٦٤ ، ح١٨٢ .[٣] الكافى ، ج٣ ، ص١١٦ ، ح٦ و ر . ك : ص١١٥ ، ح٥ ؛ مكارم الأخلاق ، ص٣٥٨ .[٤] همان جا .[٥] غررالحكم، ح١٧٧٩.[٦] دعائم الإسلام، ج١، ص٢٢٣ ؛ الجعفريّات، ص٢٣٤ ؛ بحار الأنوار ، ج٨٢ ، ص١٤٤ ، ح٢٩ .[٧] شرح نهج البلاغة، ج٢٠، ص٣١٠ .