هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٠
و اما حالت سوم ، دست يافتن به «معناى واقعى حيات» است . هر چيزى را مى توان معناى زندگى قرار داد ؛ اما هر معنايى ، ارضا كننده و رضايت بخش نيست . در بازار معانى ، انسان موفق ، كسى است كه انتخابگر خوبى باشد . اشتباه در انتخاب معنا ، موجب ناكامى مى گردد و ناكامى ، به نارضايتى ختم مى شود . براى كاميابى بايد انتخابگر خوبى بود و انتخاب خوب ، متوقّف بر شناخت صحيح است . بدانيد كه دنيا به خاطر انسان و در خدمت انسان آفريده شده و همچون ابزارى براى زندگى واقعى اوست . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : همانا دنيا براى شما آفريده شده و شما براى آخرت . [١] امام على عليه السلام نيز در اين باره مى فرمايد: همانا خداوند سبحان ، دنيا را براى پس از آن آفريده و اهل دنيا را در آن مى آزمايد تا معلوم شود كه چه كسى نيك كردارتر است . ما براى دنيا آفريده نشده ايم و به كوشش در آن (براى به دست آوردن حطام دنيوى) مأمور نگشته ايم . [٢] همچنين دنيا مزرعه آخرت دانسته شده [٣] و اين يعنى دنيا بستر حيات است ، نه هدف حيات . به همين جهت ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: همانا براى دنيا فرزندانى است و براى آخرت ، فرزندانى . شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا مباشيد . [٤] وقتى خدا ، معناى زندگى شد ، انسان به خاطر خدا زندگى مى كند ، به خاطر او تلاش مى كند و براى رسيدن به او همه سختى ها را تحمّل مى كند.
[١] ميزان الحكمة ، ج٤ ، ص١٦٩٢ ، ح٥٧٥٣.[٢] نهج البلاغة ، نامه ٥٥.[٣] ميزان الحكمة ، ج٤ ، ص١٦٩١ ، ح٥٧٤٧.[٤] بحار الأنوار ، ج٧٧ ، ص١٨٨ ، ح١٠.