هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٩
كه پايانى ندارد ، آرزويى كه محقّق نمى شود و اميدى كه به دست نمى آيد . [١] دلبسته دنيا ، اميدها و آرزوهاى فراوانى خواهد داشت . در انديشه به دست آوردن اين آرزوها بودن ، خود ، اندوه آور است و چنين فردى ، آن گاه كه به خواسته هايش نرسد نيز اندوهى صد چندان خواهد داشت . دنيا را مى خواهيم تا بارى از دوش ما بردارد و زندگى را راحت تر سازد ؛ اما اندوه و غم را مى افزايد . «از قضا سركَنگبين ، صفرا فزود» . به همين جهت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد: رغبت به دنيا ، اندوه و حزن را مى افزايد . [٢] در پاره اى روايات ، پيامدهاى دلبستگى بازتر و مشخص تر بيان شده است . در توضيح اين روايات بايد گفت دل بستگى به هر چيزى ، «فراق» و «فقدان» آن را غير قابل تحمّل مى سازد . چون دنيا ناپايداراست ، زمانى ، آنچه را مى خواهيم نداريم (فراق) و زمانى ، آنچه را دوست داريم از دست مى دهيم (فقدان) و در هر حال ، رنجور و نالان هستيم . در حديثى از امام كاظم عليه السلام آمده كه حضرت عيسى عليه السلام تأثير دل بستگى به دنيا را در موقعيّت فقدان ، اين گونه براى حواريون خود بيان مى كند: همانا بى تاب ترين شما هنگام بلا ، دلبسته ترين شما به دنياست و همانا بردبارترين شما بر بلا ، بى رغبت ترين شما به دنياست . [٣] گذشته از بى تابى هنگام فقدان ، افسوس خوردن پس از فقدان نيز از پيامدهاى دل بستگى به دنياست . امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: كسى كه دل در محبت دنيا تنيده باشد ، به خاطر حسرتِ هنگام فراق در سخت ترين وضعيت قرار مى گيرد . [٤]
[١] الكافى ، ج٢، ص٣٢٠، ح١٧ ؛ الخصال ، ج١، ص٨٨ ، ح٢٢ .[٢] الخصال ، ج١، ص٧٣، ح١١٤ .[٣] تحف العقول ، ص٣٩٣ و ص٥٠٩ .[٤] الكافى ، ج٢، ص٣٢٠، ح١٦ .