هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٤
بالا رفتن عيار انسانيت توسّط بلاها صورت مى گيرد . به وسيله بلاها و گرفتارى ها گناهان (كه ناخالصى هاى عيار انسانيت اند)، پاك مى شوند و گاه ، چه امور ناچيزى ، گناهان آدمى را مى شويند! روزى امام صادق عليه السلام به يونس بن يعقوب فرمود :«ملعون است ، ملعون است ، هر بدنى كه در هر چهل روز ، يك روزْ آسيب نبيند» . وقتى حضرت ديدند اين جمله براى يونس ، سنگين آمد ، به او فرمود : اى يونس! از جمله بلايا خدشه خوردن ، لطمه ديدن ، لغزيدن، ناراحتى ، فقر ، پاره شدن بند كفش و چيزهايى از اين دست است . اى يونس! مؤمن نزد خداوند ، گرامى تر از آن است كه چهل روز بر او بگذرد و او را از گناهانش پاك نكند ؛ هر چند به اندوهى باشد كه دليل آن را نمى داند . گاهى كسى از شما درهم هايى را پيش روى خود مى گذارد ، اما ناگاه مى بيند كه كم شده است و به خاطر آن ، اندوهگين مى شود ؛ ولى دوباره مى بيند آنها درست هستند و اين [ترس] ، مايه پاك شدن بعضى گناهان او مى گردد . [١] جالب اين جاست كه بلاها و گرفتارى ها نشانه گرامى بودن انسان نزد خداوند است . اين گونه نيست كه فرد مصيبت ديده ، مطرود خداوند باشد و انسان صاحب نعمت ، محبوب خداوند . يكى از پيامبران ، به خداوند شكايت كرده ، مى گويد : گاهى بنده اى از بندگانت به تو ايمان مى آورد و اهل طاعت مى شود ؛ ولى تو دنيا را از او برمى گردانى و بلا را به او وارد مى سازى . و گاهى بنده اى از بندگانت به تو كفر مى ورزد و اهل معصيت مى شود؛ ولى تو بلا را از وى برمى گردانى و دنيا را نصيب او مى كنى! پيامبر خدا مى فرمايد كه خداوند در ضمن پاسخ به او فرمود : و اما بنده مؤمن من ، گناهانى داشت ؛ پس دنيا را از او برگرداندم و بلا را بر او عرضه كردم ، تا نزد من آيد و او را با نيكى ها پاداش دهم .
[١] تفسير العياشى ، ج١ ، ص٢٧٧ ، ح٢٧٨ .[٢] صحيح البخارى ، ج ٥ ، ص ٢١٣٧ ح٥٣١٨ ؛ مسند ابن حنبل، ج٢، ص٣٠٣ ؛ ر. ك: تحف العقول، ص٣٨ ؛ مستدرك الوسائل، ج٢، ص٥٧ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص١٤٤ .[٣] المستدرك على الصحيحين ، ج٣ ، ص٤٨٨ ، ح٥٨٢٤ ؛ كنز العمّال ، ج٣، ص٣٢٣ .[٤] كنز الفوائد ، ج١ ، ص١٤٩ ؛ التمحيص، ص٣١ ؛ بحار الأنوار، ج٨١ ، ص١٩١ .[٥] المعجم الكبير ، ج١٢ ، ص١١٧ ، ح١٢٧٣٥ ؛ حلية الأولياء ، ج٨ ، ص١٢٣ ؛ كنز العمّال ، ج٣ ، ص٧٥٥ ، ح ٨٦٦٢ .[٦] الموطأ ، ج٢ ، ص٩٤٢ ، ح٨ .[٧] تحف العقول ، ص٣٦١ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٨ ، ص٢٤٣ ، ح٤٤ ؛ ر. ك: غرر الحكم، ح١٧٢٠ .