هنر رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٠
پس به من ، خبر بى تابى تو در موضوع فرزندت كه خداوند [به مرگ او ]حكم كرده ، رسيده است . همانا فرزند تو از هديه هاى گواراى خدا و از عاريه هاى به وديعه گذاشته او نزد تو بود . خداوند ، تا مدّتى تو را از آن ، بهره مند ساخت و در وقتى كه مشخص شده بود ، او را ستاند . پس ما از خداييم و به سوى خدا بازمى گرديم . [١] در حقيقت ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با اشاره به امانت بودن فرزند ، وى را آرام ساخت و تسكين بخشيد . نكته مهم ديگرى كه در اين حديث وجود دارد ، به كاربردن جمله «إنّا للّه و إنّا إليه راجعون» ، هنگام ورود مصيبت است . پايه شناختى اين جمله ، همان «از خدا بودن» انسان است و اين كه او مالك هيچ چيز حتّى خودش نيست . وقتى اشعث بن قيس ، برادر خود را از دست داد ، امام على عليه السلام اين مصيبت را به وى تسليت گفت . اشعث در جواب ، جمله «إنّا للّه و إنّا إليه راجِعون» را بر زبان جارى ساخت . در اين هنگام ، حضرت به وى فرمود : «آيا مى دانى تأويل اين كلام چيست؟» . اشعث گفت : «نه ، تو اوج و منتهاى دانشى» . حضرت فرمود : اين كه مى گويى : ما از خداييم ، اقرار به مالكيت و پادشاهى خداوند است و اين كه مى گويى : ما به سوى او باز مى گرديم ، اقرار تو به فانى شدنت است . [٢] كسى كه اقرار به مالكيت خدا و نابودى غير او داشته باشد ، نسبت به فقدان ، مقاوم و بردبار خواهد بود ؛ چون نه خود را مالك مى دانسته و نه وجودش را دائمى و پايدار مى شمرده است . بنابراين امانت بودن مال ، انسان را در برابر ناملايمات ، مصونيت مى بخشد .
[١] تحف العقول، ص٥٩ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص١٦٤ .[٢] الكافى، ج٣، ص٢٦١ ؛ تحف العقول، ص٢٠٩ ؛ بحار الأنوار ، ج٤٢ ، ص١٥٩ ؛ ر . ك : ميزان الحكمة ، ج ٧ ، ص٣١٨٤ «معنى الإسترجاع» .