دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦
گفتم : چگونه امر شما را زنده بدارد؟ فرمود : «علوم ما را فرا گيرد و آن را به مردم بياموزد ؛ زيرا كه مردم ، اگر زيبايى هاى سخن ما را مى دانستند ، قطعا از ما پيروى مى كردند» . بارى ! احساس جاذبه سخنانِ نورانى اهل بيت عليهم السلام از يك سو ، و احساس غربت اين گوهرهاى معنوى و غفلت از آن ، از سوى ديگر ، مرا بر آن داشت كه براى گسترش فرهنگ روايت و درايتِ حديث ، هر قدر مى توانم ، تلاش كنم.
جرقّه هاى نخستين
در سال ١٣٤٦ ش / ١٣٨٧ ق ، كه در حوزه نجف ، مشغول تحصيل بودم ، با مراجعه به برخى از مجموعه هاى حديثى ، آنچه را به نظرم جالب مى رسيد ، يادداشت مى كردم؛ امّا هرگز فكر نمى كردم كه اين يادداشت ها چه بركاتى خواهند داشت و به كجا منتهى مى شوند . در واقع ، آن يادداشت ها جرقّه هاى نورانى و مباركى بود كه به بركت باب حكمت پيامبر اسلام [١] به چراغ پرفروغ ميزان الحكمه [٢] تبديل شد و مشعل فروزان «مؤسّسه علمى ـ فرهنگى دارالحديث» و مجموعه هاى مربوط به آن را افروخت كه به فضل خداوند منّان ، اميدوارم بركات آينده آن ، بسيار بيشتر از گذشته باشد.
انگيزه تأليف «ميزان الحكمه»
ضمن مطالعه و كاوش در احاديث اسلامى ، دو نكته مهم ، نظر مرا به خود معطوف داشت كه الهام بخش اصلى تأليفات و در نهايت ، تأسيس دار الحديث گرديد:
[١] اشاره است به حديث نبوى : «أنا مدينةُ الحِكمةِ و علىٌّ بابُها ؛ من شهر حكمتم و على ، درِ آن است» . ر.ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام برپايه قرآن ، حديث و تاريخ : (بخش يازدهم / جايگاه علمى / دروازه حكمت پيامبر) .[٢] سال ها پس از انتشار اين كتاب ، به اين حديث نبوى برخورديم كه مى فرمايد: «أنا ميزانُ الحِكمةِ و علىٌّ لِسانُها ؛ من ترازوى حكمتم و على ، زبانه آن است» .