دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤
توضيح مطلب ، اين كه : نور بودن قرآن و بيان بودن آن ، با علمى بودن و عمق داشتنِ معارف آن ، منافاتى ندارد . پيامبر اسلام ، درباره عمق معارف اين كتاب آسمانى مى فرمايد: لَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ، فَظاهِرُهُ حُكمٌ وباطِنُهُ عِلمٌ، ظاهِرُهُ أنيقٌ وباطِنُهُ عَميقٌ، لَهُ نُجومٌ وعَلى نُجومِهِ نُجومٌ، لا تُحصى عَجائِبُهُ، ولا تُبلى غَرائِبُهُ . [١] قرآن ، ظاهرى دارد و باطنى . ظاهر آن ، حُكم است و باطنش علم . ظاهرش زيباست و باطنش ژرف . داراى ستارگانى [٢] است و ستارگانش را ستارگانى . شگفتى هايش به شماره درنمى آيد ، و غرايبش كهنه نمى گردد. اشارات قرآن ، راه دستيابى به بخش عمده اى از معارف آن است و بدين سان ، همان طور كه امام على عليه السلام فرموده است ، قرآن كريم ، خود ، شارح و مبيِّن خويش است: كِتابُ اللّه ِ تُبصِرونَ بِهِ، وتَنطِقونَ بِهِ، وتَسمَعونَ بِهِ، ويَنطِقُ بَعضُهُ بِبَعضٍ، ويَشهَدُ بَعضُهُ عَلى بَعضٍ . [٣] اين ، كتاب خداست كه با آن مى توانيد [حقيقت را] ببينيد ، و با آن سخن [حق را ]بگوييد ، و به وسيله آن بشنويد . بعضى از قرآن ، از بعضى ديگر آن ، سخن مى گويد ، و برخى بر برخى ديگر ، گواهى مى دهد . و نيز مى فرمايد:
[١] الكافى : ج ٢ ص ٥٩٩ ح ٢ ، تفسير العيّاشى : ج ١ ص ٣ ح ١ ، بحار الأنوار : ج ٩٢ ص ١٧ ح ١٦ ؛ كنز العمّال : ج ٢ ص ٢٨٩ ح ٤٠٢٧ .[٢] شايد مراد از «ستارگانى دارد» ، اين باشد كه آياتى دارد كه بر احكام خدا ، دلالت دارند و با آن آيات به اين احكام ، راه برده مى شود . و باز آياتى دارد كه بر اين آيات ، دلالت دارند و آنها را توضيح مى دهند ، يا شايد مراد از «ستارگان» سوم ، سنّت باشد ؛ زيرا كه سنّت ، قرآن را توضيح مى دهد ، يا شايد مراد ، ائمّه عليهم السلام باشد كه عالم به قرآن هستند و يا شايد مراد ، معجزات باشد ؛ زيرا معجزات بر حقّانيت آيات ، دلالت دارند (مرآة العقول : ج ١٢ ص ٤٧١) .[٣] نهج البلاغة : خطبه ١٣٣ ، بحار الأنوار : ج ٩٢ ص ٢٢ ح ٢٣ .