دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥
مورد بحث نيست. سؤال مهم ديگرى كه در اين جا قابل طرح است ، اين است كه : آيا احاديثى كه از نظر سند ضعيف اند يا قوّت لازم را ندارند ، بايد كنار گذاشته شوند و از منابع روايى حذف گردند ؟ پاسخ اين سؤال نيز منفى است ؛ زيرا با توجّه به اين كه ضعف سند ، دليل عدم صدور نيست ، با حذف احاديثى كه از جهت سند ، دچار مشكل اند ، جامعه از بخش عمده اى از رهنمودهاى پيامبر اسلام واهل بيت عليهم السلام در زمينه هاى مختلف فرهنگى ، محروم خواهند شد. و آخرين پرسش در اين زمينه اين كه : آيا احاديثى را كه دچار ضعف سندند ، مى توان به عنوان رهنمودهاى پيشوايان اسلام به جامعه عرضه كرد؟ پاسخ اين سؤال هم منفى است ؛ زيرا با عنايت به سرگذشت تأسّفبار تاريخ تدوين حديث و احاديثى كه به دست سياست بازان تاريخ اسلام ساخته شده اند ، عرضه خام متونى (نصوصى) كه اعتبار لازم را ندارد ، نه تنها سودمند نيست ، بلكه كارى بس خطرناك است. بنا بر اين ، احاديثى را كه از نظر سند ضعيف اند ، نه مى توان به طور مطلق پذيرفت و نه مى توان آنها را به طور مطلق ، رد كرد . البته راه سومى وجود دارد و آن ، نقد و ارزشيابى اين گونه احاديث است ، كه بايد گفت : نه تنها اين گونه احاديث ، بلكه احاديثى كه از صحّت سند برخوردارند نيز ، نياز به نقد و ارزشيابى دارند؛ زيرا اشاره كرديم كه صحّت سند ، دليل قطعيّت صدور نيست. چه بسا كه پژوهشگر توانا در نقد و ارزشيابى حديثى كه از نظر سندْ صحيح است ، به اين نتيجه برسد كه صدور نيافته و يا به گونه اى ديگر صادر شده و يا معنايى جز آنچه ظاهر يا صريح آن است ، دارد و به عكس ، معتقد شود حديثى