دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
پاسخ سؤال نخست ، اين است كه اجل ، چه موقوف و چه محتوم آن ، مى تواند نگهبان انسان باشد ؛ زيرا در اجل محتوم ، انسان تا به آن نقطه نرسد ، براى ادامه زندگى فرصت دارد ، و در اجل معلَّق (موقوف) ، تا معلَّقٌ عليه تحقّق نيابد ، اجلِ انسان فرا نخواهد رسيد. پاسخ سؤال دوم نيز اين است كه مبارزه با بيمارى ها و حفاظت در برابر دشمنان ، بى ترديد براى پيشگيرى از اجل معلَّق ، ضرورى است و آنچه از امام على عليه السلام درباره ممانعت از حراست ايشان نقل شده ، به دليل آن است كه مى دانستند چگونه شهيد مى شوند [١] و قابل تسرّى به افراد معمولى نيست .
پنج . حكمت پوشيده بودنِ اَجَل
و آخرين نكته ، مستور بودن اجل انسان است كه نشانه تدبير و حكمت آفريدگار هستى است. پنهان بودن اجل ، حقيقتا يكى از نعمت هاى بزرگ الهى است . تأمّل در اين حقيقت ، نشان مى دهد كه علم ، همه جا نعمت نيست ؛ بلكه گاه ، جهل ، نعمت است ؛ [٢] چرا كه اگر انسان مقدار عمر خود را بداند ، چنانچه عمرش كوتاه باشد ، اضطراب ، زندگى را بر او تباه مى كند و اگر عمرش بلند باشد ، غفلت ، او را از پا در مى آورد و مانع آينده نگرى اش مى گردد . [٣]
[١] ر . ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام برپايه قرآن ، حديث و تاريخ : ج ٧ ص ٢٦٣ (چرا امام ، خود را در معرض كشته شدن قرار داد؟) .[٢] ر . ك : موسوعة العقائد الإسلامية : القسم الثالث : الجهل / الفصل الرابع : ما مدح من الجهل .[٣] ر . ك : ص ٢٩٧ (حكمت پوشيده بودنِ اَجَل ها) .