دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣
كما ينبغى فيجعل إيثاره احتياطا لأدائها . ٢ . مقت الشّحّ: فإنّه إذا مقته وأبغضه التزم الإيثار ؛ فإنّه يرى أنّه لا خلاص له من هذا المقت البغيض إلاّ بالإيثار . ٣ . الرِّغبة فى مكارم الأخلاق: وبحسب رغبته فيها يكون إيثاره ؛ لأنّ الإيثار أفضل درجات مكارم الأخلاق . [١] ١ . بزرگداشت حقوق : اگر حقوق در نظر انسان ، بزرگْ داشته شود ، آن را كاملاً رعايت مى كند و به آن ، جامه عمل مى پوشاند و تباه كردن آن را ناگوار مى داند و مى داند كه اگر به مقام ايثار نرسد ، حقوق را چنان كه شايسته است ، رعايت نمى كند . بنا بر اين ، ايثارش را براى مراقبت از حقوق ، قرار مى دهد . ٢ . نفرت از خسّت : هر گاه انسان از خسّت ، نفرت پيدا كند و آن را زشت بشمارد ، خود را ملزم به ايثار مى كند و راهى براى نجات از اين نفرت كينه آلود ، جز با ايثار ، براى خود نمى يابد . ٣ . ميل به مكارم اخلاقى : انسان ، بر حسب تمايل به خصلت هاى خوب اخلاقى ، ايثار مى ورزد ، براى اين كه ايثار ، برترين درجه خصلت هاى بزرگوارانه اخلاقى است . به نظر مى رسد كه در ريشه يابى اسباب ايثار ، اين مقدار ، كافى نيست . درست است كه امورى مانند: بزرگداشت حقوق ، و بيزارى از بخل و رغبت به ارزش هاى اخلاقى (مكارم اخلاق) در پيدايش خصلت ارزشمند ايثار ، مؤثّر است ؛ ليكن مسئله اصلى اين است كه اين خصوصياتى كه موجبات ايثار شمرده شده اند، چگونه در انسان تحقّق پيدا مى كنند و چه كسى به خاطر رغبت به ارزش هاى اخلاقى و نفرت از حرص و خِسّت ، و براى رعايت حقوق ديگران ، اقدام به ايثار مى نمايد و خواست ديگران را بر خواست خود ، مقدّم مى دارد؟ بررسى دقيق براى پاسخ دادن به اين سؤال ، نشان مى دهد كه ايثار ، ريشه اى جز ايمان نمى تواند داشته باشد . تقويت صفات نيكويى كه به صفت ايثار منتهى
[١] نضرة النعيم: ج ٣ ص ٦٣٠ (به نقل از : مدارج السالكين ، ابن قيّم ، با اندكى تصرّف) .[٢] ر . ك : ح ١٥ .[٣] ر . ك : ح ٤١ .