دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٨
اوّل . استئثارى كه تجاوز به حقوق ديگران نيست و تنها ، اقدامى است بر خلاف ايثار كه يك ارزش اخلاقى است. دوم . استئثارى كه افزون بر مخالف بودن با ايثار ، تجاوز به حقوق ديگران نيز هست. احاديث اين بخش ، ناظر به استئثار نكوهيده است و اكثر قريب به اتّفاق آنها درباره نوع دوم آن (ويژه ساختن خود و نزديكان ، همراه با تجاوز به حقوق ديگران) است. بنا بر اين ، آنچه پس از اين درباره استئثار خواهيم گفت ، درباره استئثار نكوهيده بويژه قسم دوم آن است.
دو . اسباب استئثار
در ريشه يابى استئثار نكوهيده ، مى توان به امورى مانند: ١ . بى اعتنايى به حقوق مردم، ٢. بى رغبتى به مكارم اخلاقى ، ٣. حرص، بخل و خسّت ، استناد كرد كه همگى در مقابل عوامل ايثار هستند ؛ ليكن بسنده كردن به اين نكته كافى نيست بلكه بايد ديد ريشه حرص ، بى اعتنايى به حقوق مردم و بى رغبتى به مكارم اخلاقى چيست؟ اصلى ترين عوامل و ريشه هاى استئثار ، خودخواهى ، بى ايمانى و يا ضعف ايمان است. اگر ايمان ، خودخواهىِ ذاتىِ انسان را هدايت و مهار نكند ، انسانِ خودخواه ، به طور طبيعى ، انحصارطلب مى شود و همه چيز را براى خود و وابستگان خود مى خواهد و به گفته امام على عليه السلام : مَن مَلَكَ ، استَأثَرَ . [١] هر كس به فرمان روايى رسيد ، انحصارطلبى پيشه مى كند . از اين رو ، مكاتب مادّى با هر نام و يا هر شعارى كه براى تأمين آزادى ها و حقوق مردم به ميدان بيايند ، پايان كارشان پس از رسيدن به قدرت ، استئثار
[١] نهج البلاغة : حكمت ١٦٠ ، الأمالى ، مفيد : ص ١٨٩ ح ١٥ ، الأمالى ، طوسى : ص ٢٢٩ ح ٤٠٤ ، المحاسن : ج ٢ ص ٤٣٦ ح ٢٥١٠ ، بحار الأنوار : ج ١٣ ص ٣٥٧ ح ٦٢ ؛ شُعب الإيمان : ج ٢ ص ٣١١ ح ١٩١٠ . نيز ، ر . ك : تحف العقول : ص ٨ و المعجم الكبير : ج ٥ ص ٢٤ ح ٤٤٧٧ و كنز العمّال : ج ١٦ ص ١٩٧ ح ٤٤٢١٧ .