دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩
هر حديثى از قول خاندان محمّد صلى الله عليه و آله به شما رسيد كه دل هايتان در برابرش نرم شد و آن را شناختيد ، بپذيريد ، و آنچه دل هايتان از آن گريزان شد و آن را ناروا دانست ، آن را به خدا و پيامبر و عالِم آل محمّد ، بازگردانيد. در اين جا نيز اين سؤال مطرح است كه : سخن بر خلاف عقل را قطعا نمى توان به پيامبر اسلام و اهل بيت او نسبت داد ؛ امّا آيا مى توان گفت: هر سخنى كه موافق عقل و فطرت است ، از آنان صادر شده است؟ در اين جا نيز پاسخ ، منفى است ؛ امّا مى توان گفت كه هماهنگى با فطرت و عقل ، قرينه اى است بر صحّت انتساب كه در كنار قرائن ديگر مى تواند براى پژوهشگر ، موجب ظن و يا اطمينان به صدور گردد.
سه. ساير قرائن
معيارهايى كه ذكر شد ، اصلى ترين موازين نقد و ارزيابى متن حديث است . ساير قرائنى كه مى توانند به پژوهشگر در اين زمينه كمك كنند (مانند: موافقت يا مخالفت با مبانى مسلّم اسلام يا با ساير احاديثى كه به گونه اى صحّت يا عدم صحّت آنها احراز شده است ، همچنين قوّت يا ضعف متن) ، در حقيقت ، به معيارهاى گذشته باز مى گردند كه توضيح بيشتر در اين باره ، در آينده خواهد آمد ؛ ليكن در اين جا اشاره به چند نكته ضرورى است . نكته اوّل: معيارهاى نقد حديث ، عموما دلايل و قرائن عقلى است و آنچه در روايات در اين زمينه آمده ، در واقع ، ارجاع به حكم عقل است. نكته دوم: اطمينان به صدور يا عدم صدور حديث از طريق ارزشيابى متن ، مى تواند بر پايه يك قرينه يا مجموعه قرائن حاصل گردد و چه بسا قرائن ، موجب ظن به صدور يا عدم صدور گردد. نكته سوم: در دانش نامه ميزان الحكمه ، از يك سو تلاش شده احاديثى كه