دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨
كه اگر عقل ، بطلان قطعى سخنى را كشف كرد ، معلوم مى شود كه انتساب آن به پيشوايان اسلام ، حقيقت ندارد . به سخن ديگر ، در آموزه هاى دينى ، فوقِ عقل هست ؛ امّا ضدّ عقل نيست و آنچه ضدّ عقل و فطرت به اسلام نسبت داده شود ، واقعيت ندارد. اين روايت از رسول گرامى اسلام ، اشاره به اين معيار است: إذا سَمِعتُمُ الحَديثَ عَنّى تَعرِفُهُ قُلوبُكُم وتَلينُ لَهُ أشعارُكُم وأبشارُكُم، وتَرَونَ أنَّهُ مِنكُم قَريبٌ؛ فَأَنَا أولاكُم بِهِ، و إذا سَمِعتُمُ الحَديثَ عَنّى تُنكِرُهُ قُلوبُكُم وتَنفَرُ مِنهُ أشعارُكُم و أبشارُكُم، وتَرَونَ أنَّهُ مِنكُم بَعيدٌ؛ فَأَنَا أبعَدُكُم مِنهُ . [١] هر گاه از قول من حديثى شنيديد كه به دلتان چسبيد و موى و پوست بدنتان در برابرش نرم شد و آن را نزديك به خودتان ديديد ، من سزاوارتر از شما به آن هستم (يعنى : من آن را گفته ام) ؛ ولى هر گاه از قول من حديثى شنيديد كه دل هايتان آن را ناروا دانست و موى و پوست بدنتان از آن بيزار شد و آن را از خود ، دور يافتيد ، من دورترين فرد شما از آن حديث هستم. در حديث ديگرى ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، امّت خود را به ارجاع دادن اين گونه احاديث به شخص عالم و داناى از آل محمّد صلى الله عليه و آله و مراجعه به او در نقد و تحليل و ارزيابى آن ، ترغيب كرده است : ما وَرَدَ عَلَيكُم مِن حَديثِ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فَلانَت لَهُ قُلوبُكُم وعَرَفتُموهُ فَاقبَلوهُ، و مَا اشمَأَزَّت مِنهُ قُلوبُكُم و أنكَرتُموهُ، فَرُدّوهُ إلَى اللّه ِ وإلَى الرَّسولِ و إلَى العالِمِ مِن آلِ مُحمَّدٍ صلى الله عليه و آله . [٢]
[١] مسند ابن حنبل : ج ٩ ص ١٥٤ ح ٢٣٦٦٧ و ج ٥ ص ٤٣٤ ح ١٦٠٥٨ ، صحيح ابن حبّان : ج ١ ص ٢٦٤ ح ٦٣ ، موارد الظمآن : ص ٥١ ح ٩٢ ، الطبقات الكبرى : ج ١ ص ٣٨٧ ، كنزالعمّال : ج ١ ص ١٧٩ ح ٩٠٢ .[٢] الكافى : ج ١ ص ٤٠١ ح ١ ، مختصر بصائر الدرجات : ص ١٠٦ ، الخرائج و الجرائح : ج ٢ ص ٧٩٣ ، بحار الأنوار : ج ٢ ص ١٨٩ ح ٢١ .