دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧
إنَّ أمرَ النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله مِثلُ القُرآنِ ناسِخٌ ومَنسوخٌ وخاصٌّ وعامٌّ ومُحكَمٌ ومُتَشابِهٌ، قَد كانَ يَكونُ مِن رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله الكَلامُ لَهُ وَجهانِ: كَلامٌ عامٌّ ، وكَلامٌ خاصٌّ مِثلُ القُرآنِ . [١] سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همانند قرآن ، ناسخ و منسوخ ، خاصّ و عام ، و محكم و متشابه دارد . گاهى سخن پيامبر خدا دو گونه بود : عام و خاصّ ، مثل قرآن. بنا بر اين ، اگر استدلال سوم اخباريان درست باشد ، بايد گفت كه سنّت نيز نمى تواند از قرآن ، ابهام زدايى نمايد ؛ بلكه بايد مانند محدّث استرآبادى [٢] معتقد شد كه احاديث نبوى ، مانند آيات قرآن ، رمزگونه اند و كليد اين رمز ، احاديث اهل بيت عليهم السلام است. بارى ! خلاصه كلام در پاسخ به دليل سوم اخباريان ، اين است كه وجود تخصيص ، تقييد ، نسخ و امثال آن در قرآن و سنّت ، موجب عدم انعقاد ظهور در الفاظ و يا عدم استمرار آن نيست؛ بلكه سبب لزوم فحص در موارد احتمال وجود مخصّص و مبيّن است . [٣]
ديدگاه سوم . نياز به سنّت در موارد خاص
در تاريخ اسلام ، ديدگاه نخست به مهجور شدن سنّت انجاميد و ديدگاه دوم به مهجورشدن بيشتر قرآن دامن زد . علاّمه طباطبايى در تفسير گران سنگ الميزان ، پس از نگاهى درد آلود به اين گذشته اسفبار مى نويسد :
[١] الكافى : ج ١ ص ٦٣ ح ١ ، الخصال : ص ٢٥٦ ح ١٣١ ، تحف العقول : ص ١٩٥ ، وسائل الشيعة : ج ٢٧ ص ٢٠٧ ح ٣٣٦١٤ .[٢] محمّد امين استرآبادى (م ١٠٣٠ق) كه طريقه اخباريگرى را بنياد گذاشت . وى ، پيش تر اهل اجتهاد بود ؛ ولى بعدها تحت تأثير استادش ميرزا محمّد استرآبادى ، به اخباريگرى متمايل شد (ر . ك : روضات الجنّات : ج ١ ص ١٢٠ـ١٣٩) .[٣] ر.ك : فرائد الاُصول : ج ١ ص ٥٧ .