آموزش ترجمه قرآن (جلد1) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٢٢
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى بطل باطِل بيهوده ٢٦ فسق فاسِق بدكار ٣٧ سأل سائِل فقير ٧ كذب كاذِب دروغگو ٣٢ سبق سابِق سبقت گيرنده ٨ بعث مَبْعُوث برانگيخته ٩ صبر صابِر صبر كننده ٢٢ سال مَسْئُول سئوال شده ٥ صدق صادِق راستگو ٦٠ ع رف مَعْرُوف شناخته شده، پسنديده ٣٩ صلح صالِح نيكوكار ١٣٧ اسم فاعل و اسم مفعول الف: اسم فاعل: اسمى است كه بر انجام دهنده كار يا حالتى دلالت مىكند كه نوع كار و يا حالت از ظاهر كلمه مشخص مىشود. به عنوان مثال، كلمات ضارب، نادم، ظالم، كاشف، صادق، فاسق، اسم فاعل از ريشههاى ضرب، ندم، ظلم، كشف، صدق، فسق مىباشند.
براى ساخت آن در ثلاثى مجرد، كافى است آن را بر وزن" فاعِلٌ" بياوريم و ساختار ششگانه آن را صرف كنيم.
مذكر: فاعِلٌ (مفرد)، فاعِلانِ (تثنيه)، فاعِلُونَ (جمع)
مونث: فاعِلَةٌ (مفرد)، فاعِلَتانِ (تثنيه)، فاعِلاتٌ (جمع)
ب: اسم مفعول: اسمى است كه بر چيزى يا كسى كه فعل فاعل بر آن واقع شده دلالت مىكند و از ثلاثى مجرد بر وزن" مفعول" ساخته مىشود. به كلمات زير توجه كنيد: مذبوح، مفتوح، مظلوم، معروف؛ همه اين كلمات بر واقع شدن فعل يا عملى بر روى آنها دلالت مىكند كه نوع فعل و عمل از ظاهر كلمه (ظلم، ذبح، و ) مشخص است.
اسم مفعول مانند اسم فاعل داراى شش صيغه است كه عبارتند از:
مذكر: مَفْعُولٌ (مفرد)، مَفْعُولانِ (تثنيه) مَفْعُولُونَ (جمع)
مونث: مَفْعُولَةٌ (مفرد)، مَفْعُولَتانِ (تثنيه)، مَفْعُولاتٌ (جمع)